ناول فا

اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه فردوسی و بیوگرافی حکیم فردوسی - رمان عاشقانه جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان
  • تاریخ : ۲۰ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : شعر
  • بازدید : 41 views
  • نظرات : بدون نظر

اشعار فردوسی

اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه

فردوسی با نام کامل حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی متولد سال ۳۱۹ تا ۳۲۹ هجری قمری در شهر طوس خراسان بود. وی یکی از سخن سرایان نامی کشورمان ایران و سراینده مجموعه شاهنامه ، حماسه ملی ایرانیان است.

اشعار فردوسی به زبان های زیادی ترجمه شده است و به همین دلیل تقریبا در سراسر جهان شناخته شده می باشد. برای تقدیر از این شاعر نامی در تقویم کشورمان ، روز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی نام گرفته است. وی در بین سال ها ۳۹۷ تا ۴۱۱ هجری قمری درگذشت.

 

اشعار فردوسی

اشعار فردوسی

از آغاز باید که دانی درست

سر مایهٔ گوهران از نخست

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید

بدان تا توانایی آرد پدید

شعرهای فردوسی

چو گفتار بیهوده بسیار گشت

سخنگوی در مردمی خوار گشت

نه نایافت رنجه مکن خویشتن

که تیمار جان باشد و رنج تن

اشعار زیبای فردوسی

بیا تا جهان را به بد نسپریم

به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد ، پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

اشعار فردوسی

به آموختن چون فروتن شوی

سخن های دانندگان بشنوی

مگوی آن سخن ، کاندر آن سود نیست

کز آن آتشت بهره جز دود نیست

اشعار عاشقانه فردوسی

بنام خداوند خورشید و ماه

که دل را بنامش خرد داد راه

خداوند هستی و هم راستی

نخواهد ز تو کژی و کاستی

اشعار ناب فردوسی

نمیرم از این پس که من زنده‌ام

که تخم سخن را پراکنده‌ام

جملات زیبا فردوسی

ترا دانش و دین رهاند درست

در رستگاری ببایدت جست

وگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دایم بوی مستمند

به گفتار پیغمبرت راه جوی

دل از تیرگیها بدین آب شوی

شعر سعدی در مورد فردوسی

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است

اشعار حماسی فردوسی

سپاه شب تیره بر دشت و راغ

یکی فرش گسترده از پّر زاغ

نموده ز هر سو به چشم اهرمن

چو مار سیه ، باز کرده دهن

شعر فردوسی

ز دانش چو جان ترا مایه نیست

به از خامشی هیچ پیرانه نیست

توانگر شد آنکس که خرسند گشت

از او آز و تیمار در بند گشت

شعر زیبای فردوسی

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست

نگارندهٔ بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را

نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی

همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست

ز هستی مر اندیشه را راه نیست

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 550 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.