نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

داستان کوتاه مردی با چهره زرد

داستان کوتاه مردی با چهره زرد

من می خواهم به شما بگویم این چطور اتفاق افتاد .
اما آسان نیست . حالا ازهمه ی اینها مدتها می گذرد و حتی با آنکه اغلب درباره اش فکر می کنم ، هنوز چیزهایی وجود دارند که نمی فهمم . شاید هرگز نفهمم . چرا اصلاً توی ماشین رفتم؟ آ نچه درباره اش حر ف میزنم یکی از آن اتاقکهای عکس فوری است . روی سکوی شماره ی یک ایستگاه یورک بود چهار عکس با ۰۵ / ۲ پاوند . اگر بخواهید بروید وآنرا ببینید احتمالاً باید هنوز انجا باشد . من هرگز به ان جا بر نگشته ام بنابر این نمی توانم مطم ئن باشم . به هر حال ، با خاله و د ایی ام انجا بودم، منتظر قطار لندن وما بیست دقیقه زود رسیده بودیم ومن حدود سه پاوند پول داشتم ، همه ی انچه از پول تو جیبی ام باقی مانده بود . می توانستم به کیوسک برگردم و یک مجله ی کمیک بخرم ، یک بسته ی دیگر شکلات ، یک کتاب پازل ، می توانستم به کافه بروم و هر نوع کیکی بخرم . می توانستم پولم را نگه دارم . اما شاید این احساس را بشناسید وقتی در تعطیلات هستید و مادرتان مقداری پول به شما داده تا خرج کنید . شما فقط باید ان را خرج کنید
. این تقریباً یک مبارزه است . اهمیتی نداردچه طور ا ن را خرج می کنید . فقط باید مطمئن باشید وقتی به خانه می رسید همه اش تمام شده باشد . عکس برای چه؟ ان موقع سیزده ساله بودم و فکر می کنم از کسانی بودم که به ان ها می گویید خوش قیافه . به هر حال،دخترها این طور می گفتند . موهای روشن ، چشم های ابی، نه چاق، نه لاغر . ظاهرم برایم مه م بود . جین های مناسب ، کفشهای ورزشی مناسب، از این جور چیزها . اما برای من حیاتی نبود . چیزی که می خواهم بگویم این است ان عکسها را نگرفتم تا به دیوار سنجاق کنم یا به کسی ثابت کنم چه ستاره ی سینمایی هستم . فقط به انها نگاه کردم . نمی دانم چرا .

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.