نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان حسادت یا رقابت

دانلودرمان حسادت یا رقابت نول فا

نام رمان: حسادت یا رقابت

نویسنده: یگانه

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۶۰

مقدمه رمان:
در این دنیایی که پر از زشتی ها و زیبایی هاست تقدیر من و تو چیست آیا با چیزی که پیش رو
است میتوان کنار آییم یا که هرکاری میکنیم تا به چیزی که میخواهیم برسیم حال بهایش هر چه
که میخواهد باشد به راستی در چنین شرایطی کدام را انتخاب خواهیم کرد حسادت یا رقابت ؟؟؟

بخشی از رمان:

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

واااااییی که دیگه جونی تو پاهام نمونده ای تو در به در بشی نورا که دوساعته من و اینجا
کاشتی…. ع ع ع دختره بیشعور نمیگه تو این سرما بیرون یخ میزنم یکم زودتر خبرش از خواب
شتریش بیدارشه اهههه … ایشالا خودم گردو لا حلوات بزارم که زیر پام علف میمون سبز شد… با
صدای یه اسب آبی )همون نورا( عین سکته ای ها به سمت عقب برگشتم که دیدم خانوم دلش و
گرفته عین اسب داره میخنده … دیگه آمپرم زده بود بالا با عصبانیت بهش گفتم: زهر خر کره مار
واس چی میخندی بله خب منم مثل جناب عالی تا الان کپه مرگم و گذاشته بودم شارژ بودم
نورا همون طور که میخندید گفت: خخخ جوش نزن گلم بعدشم از کی تا حالا علف میمون و
میخوره
من: خفه باو عصاب ندارم انقد تو سرما موندم مخم تاب برداشت … با تموم شدن حرفم بازم نورا
زد زیر خنده که یهو یاد ساعت افتادم …. خاک به سرم مدرسه . کلاس . احمدی … یا خداااااااااااا …

با جیغی که زدم نورا سریع جلو دهنم و گرفت و گفت: چته وحشی الان همسایه ها میریزن
سرمون … همون لحظه خاله مهری )مامان نورا( اومد و…

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.