نوول فا - شهری پر از رمان

دانلودرمان حسادت یا رقابت نول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

دانلودرمان حسادت یا رقابت نول فا

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 2019 و 2018 تاریخ : دوشنبه 10 دسامبر 2018

دانلود رمان حسادت یا رقابت

دانلودرمان حسادت یا رقابت نول فا

نام رمان: حسادت یا رقابت

نویسنده: یگانه

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۶۰

مقدمه رمان:
در این دنیایی که پر از زشتی ها و زیبایی هاست تقدیر من و تو چیست آیا با چیزی که پیش رو
است میتوان کنار آییم یا که هرکاری میکنیم تا به چیزی که میخواهیم برسیم حال بهایش هر چه
که میخواهد باشد به راستی در چنین شرایطی کدام را انتخاب خواهیم کرد حسادت یا رقابت ؟؟؟

بخشی از رمان:

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

واااااییی که دیگه جونی تو پاهام نمونده ای تو در به در بشی نورا که دوساعته من و اینجا
کاشتی…. ع ع ع دختره بیشعور نمیگه تو این سرما بیرون یخ میزنم یکم زودتر خبرش از خواب
شتریش بیدارشه اهههه … ایشالا خودم گردو لا حلوات بزارم که زیر پام علف میمون سبز شد… با
صدای یه اسب آبی )همون نورا( عین سکته ای ها به سمت عقب برگشتم که دیدم خانوم دلش و
گرفته عین اسب داره میخنده … دیگه آمپرم زده بود بالا با عصبانیت بهش گفتم: زهر خر کره مار
واس چی میخندی بله خب منم مثل جناب عالی تا الان کپه مرگم و گذاشته بودم شارژ بودم
نورا همون طور که میخندید گفت: خخخ جوش نزن گلم بعدشم از کی تا حالا علف میمون و
میخوره
من: خفه باو عصاب ندارم انقد تو سرما موندم مخم تاب برداشت … با تموم شدن حرفم بازم نورا
زد زیر خنده که یهو یاد ساعت افتادم …. خاک به سرم مدرسه . کلاس . احمدی … یا خداااااااااااا …

با جیغی که زدم نورا سریع جلو دهنم و گرفت و گفت: چته وحشی الان همسایه ها میریزن
سرمون … همون لحظه خاله مهری )مامان نورا( اومد و…

چه امتیازی می دهید؟
5 / 1.00
[ 1 رای ]
815 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 27
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی