نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود داستان من دختری از جنس آرامم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

دانلود داستان من دختری از جنس آرامم

دانلود داستان من دختری از جنس آرامم

نام کتاب:‌ من دختری از جنس آرامم
نویسنده: Hany Pary
ژانر: اجتماعی،عاشقانه،غمگین

خلاصه داستان : در این جا ، ” آرام ” بودن سخت است… موهایت را شانه بزنی یا نه ، باز هم دست خورده تقدیری هستی که باد را لا به لای آنان هل می دهد . ” آرام ” که باشی ، این حجم از غصه های یواشکی دست هایت را سرد می کند و زبان دلت را خشک . اما تو باز اگر که همان ” آرام ” باشی ، با گستاخی آن باد سرکش می جنگی و توفان بعدش را پس می زنی . 
مقدمه : نِی نِی چَشمانم را او به قلم اَبروهایم کشید . روح مرا خدا خودش از آسمان ها دَمید . تحمل بار دو تَن مرد را به شانه های من بخشید و این ها را همه در وجود من ، خود او نَهُفت … منی به نام دختر .

یک جفت آبیِ آرام، از پیچ و تاب و زمزمه ، سرشاد . اینسان که انگـار، یالی تافته شده است به دست باد . حال اما شکسته ، گوشه به گوشه ی قاب قدیم لبخندش و از مصاحبت گریه ، سخت خرسند است . گیسو به هم تنیده سبک باد، سرخوش، رهاتر از آزاد … بدان این قرصِ مهــر ، ماهِ تمام است.
من ندانم با که گویم شرح درد:
قصه ی رنگِ پرید، خونِ سرد؟
هر که با من همره و همخانه شد،
عاقبت شیدا دل و دیوانه شد.
قصه ام عشاق را دلخون کند،
عاقبت، خواننده را مجنون کند…
آتشِ عشـق است و گیرد در کسی،
کاو زِ سوز عشــق می سوزد بسی.
گفتمش: ای نازنین یار نکو،
همرها، تو چه کسی؟ آخر بگو.
کیستی؟ چه نام داری؟ گفت: عشــق.
چیستی که بی قراری؟ گفت: عشـــق. 

با اطمینان قدم برمی داشتم و همین اطمینان باعث دلگرمیَم شده بود . از کاری که کرده بودم اصلاً پشیمان نبودم و دوست داشتم هرچه زودتر عکس العمل نازنین را ببینم . وارد اتاقش که شدم ، با جهشی خودش را درون آغوشم پرت کرد

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
271 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 27
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی