نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود دلنوشته آنچه از دل باقیست

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود دلنوشته آنچه از دل باقیست

خلاصه:

دانلود دلنوشته آنچه از دل باقیست بی‌گمان روزی حرف‌های دل تمام می‌شود و آن روز برای من فرا رسیده، برگ‌های دفتر دلم حال به اتمام رسیده است. این تکه‌ای از زبان دلم است برای دلش. شاید روزی دوباره دفتر دلم باز شد و برگی از آن را نوشتم اما حال این آخرین نوشته‌های دلم هست، از حرف‌هایی که بوی دلش را می‌دهد.

ای… عاشق خسته‌ی من!

رنگ نوشته‌های دلم، به رنگ گیسوانم مشکی‌ست.

می‌دانم روزی می‌رسد که موهایم به رنگ دندان‌هایم می‌رسد!

هلهله کشان پشت من آمده‌اند و دست بر روی دلشان گذاشته‌اند.

همه همهمه می‌کنند و اطراف را شلوغ.

کدامشان خبر دارد در دلم چه گذشته است!

سیاه‌پوش نباش، مکروه است!

سفید بپوش، حتی اگر دلت سیاه است.

غم‌کده‌ای در راه است؛ غم‌کده‌ای که وجود تو را در خودش دعوت کرد و نیامدی.

روزی تو تمام من بودی و حال من تمام دیگری و دلم لرز دارد اما برای او می‌تپد، چون عشقش بوی تازگی دارد.

در پس نوشته‌های من، این رنگ غم است تلخ از زهر و قهوه‌ی روبه‌رویم که خود را نشان می‌دهد.

همه ناراضی و خودم راضی که گویی حرف‌هایم را بی‌پروا به دست قلمم داده‌ام تا روی کاغذ بکشد، ناله‌های دلم.

به رخ کشیدن قدرت قلمم کار آسانی نیست

دلنوشته آنچه از دل باقیست

می‌لرزد، التماس می‌کند، که مبادا دلگیر شوی.

من وادارش کرده‌ام اگر همراهم نباشد، فریاد دلم را به رخت می‌کشم!

ناتوان‌تر از هر چیزی هست نوشته‌های خط خورده و داغون دلم.

مثلا اسمشان را گذاشته‌ام دلنوشته.

اگر بگویم خون نوشته بهتر است، چون این بی‌معرفت‌ها دلم را رها کرده‌اند!

دیگر به خاطراتت مجوز ورود به افکارم را نمی‌دهم!

از امروز به بعد دنبال حس عشق گذشته و حسرت نبود تو نیستم.

بگذار کوچه‌های خاطراتمان از این پس خاک بگیرد، بگذار غم را نشانه خود کند اما غبار بگیرد.

زین پس به دنبال حسی نو کنار عشق عمیق کسی می‌گردم که مرا از جانش می‌خواهد و مرا برای خود می‌خواهد.

مگر داریم این قدر عاشق؟

نمی‌داند چرا دلگیرم،

نمی‌داند عمق غم من چیست اما با من ناراحت می‌شود، از گریه‌ام عصبی می‌شود، مرا در آغوش می‌گیرد.

آغوشش مثل آغوشت گرم است، حتی گرم‌تر از بازوان تو! چون من حس دوست داشتن بدون غرور را کنارش تجربه کرده‌ام..

تلخی روزگار هنوز میان دوست داشتن من و عشق او به من وجود دارد.

مثل تو غیرتش زیاد است و شاید بیشتر! چون مالکیت من از آن اوست و تو قسمتی که قرار بود باشی نیستی.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
358 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی