نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

د

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دلنوشته “حرف های دلِ من”
نویسنده : مریم خسروی
مقدمه :
فریادی در گلویم مانده که مانند خرچنگ ؛ تارهای سوتی ام را می فشارد !
شاملو می گفت :
من درد مشترکم ، مرا فریاد کن …

اما من می خواهم خود دردهای مشترکم را فریاد کنم و صدایم را به گوش دنیا برسانم .
می خواهم از او بپرسم خسته نشدی این قدر عذابم دادی ؟ برو پیِ کارت جانم !
این دیوانه به قدر کافی درد دارد ، نیازی نیست تو هر روز برایش جنگ جدیدی شروع کنی …
درد را از هر سمتی نوشتم همان درد بود !
اما هر دردی برایم مزه ای جداگانه داشت …
مثل غذایی که چند آشپز با مزه های مختلف درست می کنند .
غذا همان غذاست ! اما مزه اش فرق دارد .
این روزها درد را با تمام مزه هایش امتحان می کنم .
یک روز درد قلبِ شکسته ام را مزه می کنم .
روزی درد قضاوت های نا به جا را …
روزهای بعد و روزهای بعد تر دیگر بی تفاوت می شوم .
از تمام درد های دنیا فقط یک مزه را حس می کنم !
مزه ای از جنس نبود و نیستی … مزه ای که مرا به نابودی می کشاند .
نمی دانم چگونه با درد نبودنت کنار بیایم ؟
چرا قبل رفتن برایم راه چاره ای به جای نگذاشتی ؟
حال بیا قلبم را ببین … ببین که هر تکه اش زیر پای روزگار و مردمان لِه شد .
دیگر مَنی نمانده … هر آنچه هست تویی و تویی و بازهم تو .
یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش …
اَه . چرا هر چه می شمارم تمام نمی شود ؟
روز ها را نمی گویم جانم
سال ها را می گویم !
مادری فرزندش را دو سال به سربازی می فرستد و می داند که غم دوری از او ، روزی به پایان می رسد .
من تو را یازده سال است که ندارم و می دانم که بعد از این هم نخواهم داشت !

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
380 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی