نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود دلنوشته خیانت خاموش

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود دلنوشته خیانت خاموش

مقدمه :

دانلود دلنوشته خیانت خاموش _ از آن شبی که رفته‌ای دیگر نه تنها خاطره‌ها و خودت و جسمت را برده‌ای… من را هم برده‌ای! من از خودم گریخته‌ام…

قسمتی از کتاب :

دیگر صدای خنده‌هایم
او را خوشحال نمی‌کرد.
این اواخر دائما از خنده‌های دیگران می‌گفت…
می‌گفتم چه کنم؟ من مثل ان‌ها خندیدن بلد نیستم!
و او بی‌هوا پوزخند نثارم می‌کرد.
پشیمانم
کاش من هم مثل ان‌ها می‌خندیدم.
شاید الان کنارم بود…
و از خنده‌های دیگران ایراد می‌گرفت…

***

کاش هیچ وقت نمی‌دیدمت.
با امدنت خیلی چیزها را عوض کردی
من را، زندگی را، احساسم را…
من چقدر وابسته تو بودم.
با رفتنت اسان همه چیز را هم عوض کردی.
من را، زندگی را، نفس‌هایم را…
کاش هرگز نمی‌امدی!
من از خودم راضی بودم…
کاش نمی‌امدی…
کاش…

***

من همانم که در خویش شکستم و دم نزدم…
همانم که گریه‌هایش طعم درد می‌دهد…
همانم که خنده‌هایش طعم بغض می‌دهد…
همان که نفس‌هایش بوی ترس می‌دهد…
ترس از گذشته‌ای تلخ…
که شاید باز هم تکرار شد…
همان که چشم‌هایش رنگ بهار ندارد…
دیگر می‌شود کویر لوت را در چشم‌هایم ببینی…
و من…
باز هم می‌گویم…
با رفتنت…
تمام من را گرفتی…

***

من همانم که در خویش شکستم و دم نزدم…
همانم که گریه‌هایش طعم درد می‌دهد…
همانم که خنده‌هایش طعم بغض می‌دهد…
همان که نفس‌هایش بوی ترس می‌دهد…
ترس از گذشته‌ای تلخ…
که شاید باز هم تکرار شد…
همان که چشم‌هایش رنگ بهار ندارد…
دیگر می‌شود کویر لوت را در چشم‌هایم ببینی…
و من…
باز هم می‌گویم…
با رفتنت…
تمام من را گرفتی…

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
449 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی