نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود دلنوشته دختری از تبار آسمان

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود دلنوشته دختری از تبار آسمان

مقدمه :

دانلود دلنوشته دختری از تبار آسمان _شب دراز است و قلندر خواب است من مانده‌ام و یک فنجان چای چند برگ و مدادی کوچک بوی خاکِ باران خورده‌ی باغچه و قلبی که آرام در هم فروریخته است…

قسمتی از کتاب :

اشک‌هایم به کنار
کاش بغض‌های ناشکسته‌ام خریدار داشت…
این گره سنگین چنبره زده در گلویم امانم را بریده…
نفس برای کشیدن هست اما یارایش نیست!
این‌جا کسی سخت به فریادرسی محتاج است…
فرجی شاخه‌ی امید کمی،
دمکی لبخندی، شادی کوتاه و کمی…
اندکی صبر…
کسی بی همه کس، تنها جایی!
بر افتاده و سرو
سرمست بهار می‌رقصد
بید مجنون کمی آن‌سوتر
زیر آوای دل انگیز باران می‌خرامد
سخت در هم شده‌ام
من تهی ماندم و جسمی
که لجوج است و بدین تنهایی
عادت نتوان کرد…

***

هیس آرام بخند!
آهسته برو آرام بیا
نکند تلخ شوی غم بزنی
نکند لحظه‌ای آشوب کنی
نکند شب شوی بر این آسمان
نکند یاد کنی خاطره‌ها
هیس آرام بگری!
نکند اشک تو باران بشود
نکند آه تو ویرانه کند
شهر آرامی را
نکند غم ز دلت راه به بیرون یابد
نکند باز در این ورطه‌ی سخت
باز غوغا کنی
هیس آرام ببر!
دل ز یار و تار و نای و نوا
هیس آرام بمیر!
این همان حکم دل است
سخت قاضی شده بر روح و روان
هیس آرام بمیر… هیس آرام بخند…
نکند برخیزد
زندگی بهر خیال و خوابش
نکند گم کنی آغوش خزان
هیس آرام بخواب!
این همان پایان است…

    چه امتیازی می دهید؟
    5 / 0
    [ 0 رای ]
    369 views مشاهده
    دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
      • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
      • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    
    تبلیغات متنی