نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود دلنوشته پدری که رفت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود دلنوشته پدری که رفت

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 2019 و 2018 تاریخ : چهارشنبه 26 ژوئن 2019

دانلود دلنوشته پدری که رفت

خلاصه:

دانلود دلنوشته پدری که رفت پدری بودی برایم که دیگر نیست. مهری داشتی در قلبت که دیگر نیست. جای تو همیشه در کنارِ من خالیست. اما یادت همواره، تا ابد در قلبم باقیست. «پدربزگی که جایش خالیست.» خیلی وقت است دلِ من برایت شده تنگ دنیای بی تو بودن بی محبت است و خالی از رنگ!

خانه‌ی شما و مادربزرگ شده سوت و کور دلنوشته پدری که رفت

حتی سالی یک بار هم نمی‌کند کسی از آن‌جا عبور!

درختی که به یادگار گذاشتی، مرده است

کسی انگار خاطراتت را از آن‌جا برده است

طاقتم بی تو ز گرمای شمال بی‌طاقت است

باز قلبِ پسرت برای تو کم طاقت است

پدرم یا پسرت، در خواب تو را می‌بیند

می‌دود در کودکی، دست تو را می‌گیرد

اندکی هم گله دارم از شما…

مدتی در انتظارم، باز هم بیا به خوابِ ما

دخترت عروس شده؛ پدری در عروسی‌اش نبود!

مرحمی یا همدمی بر روی دلتنگی‌اش نبود!

من همه حرفِ دلم را می‌زنم در یک کلام

بی خداحافظی رفتی؛ بی حتی یک سلام!

«قاب عکس یادگاری»

قابِ عکسِ یادِگاری، رویِ دیوار

تمامِ یادگاریِ تو را با غم زده جار

چرا وقتی که بودی بود خالی، قابِ چوبی؟

چرا وقتی که بودی، چشممان ندید خوبی؟

تمامِ ما همینیم؛ سرد و خود خواه

نمی‌گوییم محبت قدرِ یک کاه!

فقط وقتی که مردند می‌نشینیم

سرِ قبرش عزایش را ببینیم!

مداوم روی سنگش آب پاشیم

دلنوشته پدری که رفت

حزین و بی‌قرار در خواب باشیم

به جای این همه ناله و زاری

همان روزی که او بودت کناری

نمی‌گفتی ز بدبختی برایش

تو می‌گفتی که شاد هستی کنارش

بباید وقتِ بودنش بگویی

وگرنه وقتِ مردنش چه سودی؟!

«حسِ بودنت»

غمگینم…

برای آنکه وقتی که رفتی…

به جای آه و گریه خواب بودم

زمانی که تو را به خاک سپردند

می‌پریدم هر کجا و شاد بودم! دلنوشته پدری که رفت

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
486 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 153
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی