نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رایگان رمان بسیار زیبا و جذاب جنون عاشقی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رایگان رمان بسیار زیبا و جذاب جنون عاشقی

دانلود رمان عاشقانه وزیبای بازی جنون عاشقی به قلم باران

خلاصه:

عشقی که در دل تاریکی ها به زوال می رسد و معشوقه ی ناکام، اسیر می ماند…
از دل تاریکی گلی می روید به نام مجنون، عشق را جنون وار زنده می کند و مانند گلی در مرداب، زیبایی عشق را می چشاند…

قسمتی از این رمان بسیار زیبا :

-اخمت رو باز کن من باید شاکی باشم نه تو…
سرش روتکون داد؛ از ژست هایی که می گرفت خنده ام گرفت، نگام کرد…
– خنده هم داره؛ عالم و آدم فهمیدن من از بچگی عاشق دختر داییمم بعد خود خانم

فکر می کرده واسه چیه؛ خب دختر خوب من دو هزار دفعه غرورمو زیر پا گذاشتم از

مطلب پیشنهادی
دانلود رمان عاشقانه و جدید سراب

کس و ناکس خواستم کمکم کنه اون وقت تو… لا الله ال الله..
دستاش رو فرو کرده بود تو جیبش و قدم رو اتاق رو متر می کرد.
-سردرد گرفتم سعید بشین خب، حالا من یه چیزی گفتم…
سرش رو گرفت بالا و چشماش برق میزد؛ اومد نزدیکم و منم رفتم عقب، سرش رو آورد نزدیک…
-جون سعید بگو از کی عاشقم شدی؟
– سعید…
-جوونم…
از خجالت سرخ شدم، سرم رو انداختم پایین… با دستش چونه ام رو گرفت و سرم رو

بلند کرد. نمی دونم چی داشتن این چشما که نمی تونستم ازشون دل بکنم…
نفس گرمش رو تو صورتم پاشید. تار مومو ازجلوی چشمم زد کنار.. گونمو نوازش کرد…

چشمم رو بستم انگار بهم آرامش محض

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.07
[ 15 رای ]
4,759 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 189
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی