نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رایگان رمان عاشقانه شیوا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رایگان رمان عاشقانه شیوا

دانلود رایگان رمان عاشقانه شیوا

اوایل خرداد ماه بود. به احسان گفتند خانو دانایی در دفتر دبیرستان قصد ملاقات با او را دارد. احسان پس از چهار ساعت تدریس خسته بود و این خانم دانایی را نمی شناخت. با وجود این ، چاره ای جز پذیرش این ملاقات نداشت.
هنگامی که وارد دفتر شد به سوی خانمی که پنجاه ساله می نمود و بر روی یکی از صندلیها نشسته بود، پیش رفت.زن چهره و نگاهی سرشار از عطوفت و مهربانی داشت و احسان تلاش کرد تا نزاکت و فروتنی خاص خود را با وجود آن همه خستگی ، فراموش نکند:
-خانم دانایی؟
-بلی آقا.
-سلام خانم. من احسان هستم.چه خدمتی میتوانم برای شما بکنم؟
زن ،شگفت زده از مشاهده احسان و ناگزیر از تحسین و تمجید آن همه جوانی و زیبایی، شیک پوشی و ادب و نزاکتی که غرور باشکوهی را جلوه گر میساخت، با اندکی مکث و تردید گفت:
-می خواستم خواهش کنم برای دختر من “عفت”،به طور خصوصی و در خانه ما انگلیسی درس بدید.
-خانم،من افزون بر این دبیرستان در دبیرستان دیگری هم تدریس میکنم و خود در کلاسهای شبانه دانشگاه درس میخوانم. البته درس خصوصی هم میدهم ولی در حال حاضر … باور کنید که وقت ندارم. میدانید،دوازده ساعت درس  دادن و درس خواندن کار چندان آسانی نیست. با وجود این…
زن به احسان فرصت نداد که حرفش را به پایان رساند و شتابزده و اندکی افسرده گفت:
-آقای احسان ،همه آنچه را که گفتید میدانم. با وجود این ،خواهش میکنم با تمام گرفتاریهایی که دارید در حق من و همسر و دخترم لطف و مرحمتی مبذول دارید و ترتیبی بدهید که عفت هم بتواند از دانش گسترده و قابل ستایش شما در زبان انگلیسی، که همه کس در این شهر از آن آگاه است، بهره مند شود.بزرگواری شما به هر نحوی که مایل باشید میتواند جبران پذیر باشد.
-از لطف شما بینهایت سپاسگذارم. سعی میکنم برای خانواده شما خدمت ارزنده ای انجام دهم.دو هفته دیگر امتحانات دانش آموزان دبیرستان به اتمام میرسد و من در آن زمان ، وقت و فرصت بیشتری را برای تدریس خصوصی در اختیار خواهم داشت و…

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
985 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 194
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی