نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

در دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده رمان بسیار زیبا برای شما رمان دوستان عزیز لاو۹۸ قرار داده ایم که در مورد  مستانه ای که توی وجود همه ی ما وجود داره که گاهی طغیان می کنه و گاهی از درد به خودش می پیچه… خیلی زیبا نیست پولدار نیست و هیچ شاهزاده ی سوار بر اسبی هم عاشقش نمیشه که اون رو از تنهایی هاش جدا کنه مستانه جوادی قصه ی من یک آدم واقعی …

دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده

نام کتاب : عاقبت گرگ زاده

نویسنده : پگاه کرمی

موضوع : عاشقانه

دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده

خلاصه کتاب : مستانه ی من همون مستانه ای که توی وجود همه ی ما وجود داره که گاهی طغیان می کنه و گاهی از درد به خودش می پیچه… خیلی زیبا نیست پولدار نیست و هیچ شاهزاده ی سوار بر اسبی هم عاشقش نمیشه که اون رو از تنهایی هاش جدا کنه مستانه جوادی قصه ی من یک آدم واقعی که اسیر طوفان های زندگیش می شه و تا وقتی اسیر نمیشه این موضوع رو نمی فهمه مثل همه ی ما خیلی واقعی پر از نقص و تنهایی

صفحه اول :

برگ اول: بی کسی – مستانه بیا دیگه دق دادی من دختر. همه رفتند باال ما جا موندیم. -کیوان جان نگران خودمی یا دوستای دبیرستانم؟ محکم با مشت به بازوم کوبید که صدای آخم رو خوردم. بغض به قلبم نیشتر زد. یادم آمد که مادر امروز صبح نیشگون عمیقی از بازوی نحیفم گرفته بود. کیوان جلوتر از من رفت تا زودتر برسد. به قول مادرش اصالت از سر و روی این سه بچه می بارید. کامیار پسر خاله ی بزرگم که قطعا داماد بزرگ خانواده ی من میشد و عروس هزار داماد خاندان نجفی با آن لوندی های خاص خودش را به نامش می زد. کیوان هم که آنقدر همکالسی های من دوره اش کرده بودند که قطعا با توجه به این حجم از توجه یک آدم اصیل محسوب میشد. کتایون با آن موهای عسلی هرچند با دو تجدیدی هزار بار شایسته تر از من بود و من فرزند سوم خانواده که ندانسته مغضوب بود و با این جثه ی نحیف و بینی دراز و قلمی،با یک چهره ای معمولی قطعا فاقد هر گونه اصالت بود . کتابخانه نودهشتیا عاقبت گرگ زاده – پگاه کرمی – کتابخانه مجازی نودهشتیا w w w . 9 8 i a . c o 4 خاله:کیوان مادر اومدی بیا غذا برات نگه داشتم کامیار:چقدر دیر اومدی کلک و همه آمدن کیوان را دیدند و آمدن و گرسنگی من را کسی ندید. غذایی برای من نگه نداشته بودند و جایی برای نشستن من نبود. لعنت به این بغض که امروز عجیب نیشتر می زد. مرتضی:مستانه چرا نمی شینی با صورت اشاره کردم جا نیست اما پدر فهمید که من زبان به گالیه باز کرده ام و با نگاه غضب آلودی به کناری در فاصله ای دور از خودشان اشاره کرد. به سمت تخته سنگ رفتم و نگاهم بدرقه ی مریم شد که با کامیار به گوشه ای برای حرفهای به اصطالح پیش از ازدواجشان رفتند و خیره ی کیوان که زهره جدیدترین دوست دخترش یعنی دوست صمیمی من به او مرد خوش قد و باال و خوش چهره ی فامیل زنگ زده بود و کتایون دلربا که درگیر صحبتهای خاله زنکی شده بود. کاش کنار کتابهایم بودم. مرتضی: بیا واست یه لقمه گذاشتم کنار فیلسوف لقمه را از او گرفتم. بوی جوجه ی کباب شده مستم کرد. -مرسی داداش بزرگ مرتضی:کبود شده جای نیشگونش -نمی دونم مرتضی:شدی کیسه بوکسشون. از خودم عقم می گیره وقتی نمی تونم کاری برات بکنم. هیکل بزرگ کردم ولی چه فایده؟؟ حاال هم که دانشگاهم مشهد .. دیگه حتی نیستم بعد کتک خوردنت بیای تو بغلم و گریه کنی نفس عمیقی کشید و ادامه داد: تا دیر نشده برو پیش عمه. اونا که ….

دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده

دانلود رایگان رمان عاقبت گرگ زاده

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نموده تا رمان به آسانی دانلود شود.

رمان عاقبت گرگ زاده,

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده برای موبایل,

عکس شخصیت های رمان عاقبت گرگ زاده,

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده apk,

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده نگاه دانلود,

رمان عاقبت گرگ زاده قسمت اول,

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده نسخه apk,

دانلود رمان عاقبت گرگ زاد هapk,

رمان عاقبت گرگ زاده قسمت اخر, رمان,

رمان نودهشتیا,

رمان های زیبا و خواندنی,

رمان معشوقه ۱۶ ساله,

رمان اشتباه شیرین,

رمان مستانه عشق,

سایت باغ رمان,

رمان شام مهتاب,

دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان هایپگاه کرمی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,733 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی