نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان آخرین آرزوی مادر - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان آخرین آرزوی مادر

دانلود رمان آخرین آرزوی مادر درباره دختری به نام نارگل و پسری به نام حسام است.

نارگل یک دختر شیرینی‌پز است که دوست دارد یک روزی آخرین آرزوی مادر متوفایش را برآورده کند.

داستان از روزی شروع می‌شود که پسری به نام حسام که روانپزشک است وارد شیرینی‌فروشی نارگل می‌شود

و ماجراهای داستان از بعد از ورود حسام شروع می‌شود. چرا که حسام با وجود این که یک پزشک است

از نارگل می‌خواهد اجازه دهد که در شیرینی‌فروشی آن‌ها کار کند. داستان گاهی از زبان نارگل است

و گاهی از زبان حسام. در کنار نارگل و حسام، شخصیت‌های دیگری هم هستند که در روند داستان تأثیر زیادی دارند.

باید دید در آخر نارگل و حسام چه‌گونه آخرین آرزوی مادر نارگل را برآورده می‌کنند و آیا موفق می‌شوند یا نه؟

دانلود رمان آخرین آرزوی مادر

دیگر اثار این نویسنده

دانلود رمان فرزند خورشید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان شاهزاده پارت جاوا، اندروید ، pdf

دانلود رمان آیینه زمان ظهور و سقوط جلد چهارم

 دانلود رمان آخرین آرزوی مادر

قسمتی از داستان :

نارگل:
مادرم همیشه می‌گفت”اگه با عشق و محبت شیرینی بپزی، لبخند رو به لب مردم هدیه میدی.

” مادر همیشه با لبخند شیرینی می‌پخت، هیچ‌وقت یادم نمیره، هر وقت کیک یا دیس شیرینی‌ها رو از

داخل فر بیرون می‌آورد چنان ذوق زده می‌شد که انگار کار اولشه. اون زن کدبانو و مهربونی بود، همیشه

یکی از آرزوهاش ساختن یه خونه از کیک و شیرینی بود. دوست داشت حتی اگر شده، به عنوان آخرین

آرزوی زندگیش برآورده بشه. مادر زود از بین ما رفت، حتی فرصت نکرد آخرین آرزوش یعنی ساختن یه

خونه از کیک و شیرینی را برآورده کنه… هی خدا…
خانم رحمانی: نارگـل!
وای باز هم خانم رحمانی جیغ زد.
– بله خانم رحمانی؟ اومـدم.

قالب کیک‌ها رو زود تو فر گذاشتم و سریع به دفتر خانم رحمانی رفتم. آخ ببخشید خودم رو معرفی نکردم،

من نارگل هستم، نارگل شیرین‌سخن، ۲۴سالمه و قنادی بزرگ پدرم رو اداره می‌کنم، البته مدیریتش با

خانم رحمانیه و من فقط شیرینی می‌پزم؛ اما پدرم گفته حساب دخل و خرج قنادی رو هم باید داشته باشم.

پدرم این‌جا رو به یاد مادرم باز کرده؛ چون مادرم یه قناد ماهر بود؛ اما چند سال پیش وقتی ۱۰ ساله بودم

مادرم تصادف کرد و رفت به آسمون. سال بعدش یه خانم معلم داشتم که عاشقش شدم و نمی‌دونید

چه‌قدر مصیبت کشیدم تا تونستم نسرین جون و پدرم رو عاشق هم کنم، نسرین جون همون خانم

معلمم بود. زن خوب و مهربونیه و از یه مادر چیزی برام کم نذاشته، حتی با وجود اینکه خودش بچه‌دار

شده؛ اما باز هم من رو بیشتر از بقیه دوست داره، خب نسرین جونه دیگه!
اون روز خانم رحمانی با اون صدای جیغ جیغوش صدام زد و زود تو دفترش رفتم.

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
59 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان