نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان آرام اما طوفان

خلاصه:دختر داستان شیطون نیست شر نیست مغروره خیلی مغروره…داستان ما درباره یه دختره،دختری که از اطرافیانش ضربه می خوره به خاطر این…می شه…یه دختر مغرور می شه یه دختر خودخواه…می شه یه طوفان اتفاقات زیادی برای دختر داستانمون میوفته که باید بخونیدش مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشین رمانی متفاوت و غیر قابل پیش بینی اگه از رمان های تکراری خسته شدین پیشنهاد می کنم این رمان رو بخونید….پایان خوش -آرام… آرام…بلندشو دیرت شد…آراااااااام._وای عمه بیدار شدم دیگه چقدر داد می زنی.-بلند شو بیا صبحونه که دیرت شد._چشم شما برو منم میام.عمه از اتاق رفت بیرون…از روی تخت بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و به سمت دستشویی روبه روی اتاقم حرکت کردم.وقتی از دستشویی بیرون اومدم به سمت اتاقم رفتم تا آماده بشم.

 

رمان: آرام اما طوفان
نویسنده: Shaghayegh27
ژانر: عاشقانه, معمایی٫ پر رمز و راز
ویراستار: narcissus

طراح جلد:setareh.afshar

تو که خیلی کوچولویی چه جوری می خوای دهن منو ببندی؟
_تو به چه جوریش کاری نداشته باش.به روش خودم می بندمش.
کیفم رو برداشتم و یه نگاه به اون یکی دوستش که اسمش آدرین بود انداختم و یه پوزخند در جواب نگاش زدم و رفتم رو یه صندلیه دیگه نشستم…و همون موقع استاد وارد کلاس شد.
استاد داشت حضور و غیاب می کرد که رسید به اسم من:خانم آرام امینی.
_حاضر.
+اااا اسمت آرامه چه اسم قشنگی،مثل…
_بهت گفتم دهنت رو ببند.
استاد بلند گفت:بسه دیگه تا فردا می خوان ادامه بدن.
+ببخشید استاد.
_دیگه تکرار نمی شه.
و استاد به حضور و غیابش ادامه داد… همه اسم ها رو خوند و کلاس رو شروع کرد تو

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزPDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیهاePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.