نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان آن شب سیاه | DENIRA - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان آن شب سیاه | DENIRA

خلاصه: شهناز دختری ساده و روستایی دل به پسر عمه خود رضا می‌بندد و پنهانی با او دوست می شود، رضا که به شهناز علاقه شدیدی دارد در خواست دوستی شهناز را قبول می کند. بعد از چند ماه شهناز و رضا نامزد می‌شوند اما با سرد شدن رضا و حضور پررنگ شخصی دیگر در زندگی شهناز، همه چیز بهم می‌ریزد.
اسامی همه مستعار می‌باشد.

سلام عزیزان

پر از عطشم، مرا تو دریایی کن
سرشار از احساس و تماشایی کن
هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم
ای خوب بیا دوباره آقایی کن

میلاد اقا امام زمان .منجی بشریت به تمامی دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم

“رمان درحال پیشرفت”
نام رمان: آن شب سیاه

نام نویسنده : DENIRA کاربر انجمن نگاه دانلود

دیگر اثار نویسنده : دانلود رمان ملکه مافیا
ویراستار: DENIRA
سبک: رئالیسم
ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی

مقدمه:
دلم بهانه تو را دارد.
تو می دانی بهانه چیست؟
بهانه همان است که شب ها
خواب از چشم من می‌دزدد.
بهانه…
همان است که روزها
میان انبوهی از آدم
چشمانم را پی تو می‌گرداند
بهانه…
همان صبری است
که به لبانم سکوت می‌دهد
تا گلایه نکنم از نبودنت.

قسمتی از داستان :

به بیرون نگاهی انداختم. ماه سفید درست وسط آسمون بود و ابرهای بی رنگی دورش رو گرفته بودند. کوچه خلوت

خلوت بود وهیچ خبری نبود. پس کجاست؟ مائده نگاهی بهم انداخت و به بافتن شال صورتی رنگ ادامه داد:
– منتظر نباش. شَهره. امشب نمیاد.
پرده سفید رو انداختم و روی زمین نشستم. زانوهام رو در آغوش گرفتم و به مائده نگاه کردم. بی دغدغه، بی استرس.

همیشه همین طور بود. اهمیت نمی‌دادبه هیچ کس و هیچ چیزی،فقط خودش در اولویت قرار داشت.سرش رو بالا آوردوبه چشم هام خیره شد.زمزمه کرد:
– چته؟
رک گفتم:
– دلم براش تنگ شده.

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
49 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان