ناول فا

دانلود رمان آوای نگاهت - رمان عاشقانه جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان آوای نگاهت

دانلود رمان آوای نگاهتدانلود رمان آوای نگاهت

دانلود رمان آوای نگاهت

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

مقدمه:

بسم الله الرحمن الرحیم

آرام آرام..
ریز به ریز..
لحظه به لحظه این دنیا را لمس می کنم..
حس می کنم..
حس رخوت..
سستی..
نرمی..
گرمی..
سردی..
همه حس ها به یکباره در تمام تنم تجمع می کنند..
اما تفاوتی که با دیگر بشران دارم این است که..
آن ها بینای دنیا هستند
و من
نابینا!

 

خلاصه:

رمانی متفاوت از رمان هایی که تاکنون در عصر نویسندگی نوشته شده

است..رمانی سرشار از احساس و عشق که در آن طعم تلخ مشکلات هم چشیده می شود.
دختر داستان ما نابینای دنیاست..خواننده وارد دنیای رمان که می‌شود تمام زندگی دختر داستان را حس می‌کند.
مانند او نابینا می‌شود..همانند او همه چیز را لمس می‌کند، بو می‌کند، حس می‌کند..
و همینطور عشق را..
آیا عشقانه های یک دختر نابینا چگونه است؟

♡پایانی شیرین تر از عسل♡

قسمتی از متن رمان :

چشمهایم را باز کردم..مثل هر روز و هر ماه و هرسال..تاریکی مطلق به روی چشمهایم..
از روی تخت نرمم که وقتی رویش دراز می کشیدم فرو می رفت بلند شدم..با قدم های آهسته مسیر همیشگی اتاقم را پیمودم..
دستم را روی دستگیره سرد اتاق گذاشتم و به سمت پایین کشیدمش..
از اتاق خارج شدم و در را بستم..آرام آرام روی پارکت های سُر سالن قدم برداشتم.
به پله ها که رسیدم برای پایین رفتن به نرده چوبی تکیه کردم و پا روی طبقه به طبقه پله گذاشتم..
به پایین پله ها که رسیدم لبخندی مهمان لب هایم شد..
رسیدم!

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 546 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.