نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان آوای نگاهت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان آوای نگاهت

دانلود رمان آوای نگاهتدانلود رمان آوای نگاهت

دانلود رمان آوای نگاهت

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

مقدمه:

بسم الله الرحمن الرحیم

آرام آرام..
ریز به ریز..
لحظه به لحظه این دنیا را لمس می کنم..
حس می کنم..
حس رخوت..
سستی..
نرمی..
گرمی..
سردی..
همه حس ها به یکباره در تمام تنم تجمع می کنند..
اما تفاوتی که با دیگر بشران دارم این است که..
آن ها بینای دنیا هستند
و من
نابینا!

 

خلاصه:

رمانی متفاوت از رمان هایی که تاکنون در عصر نویسندگی نوشته شده

است..رمانی سرشار از احساس و عشق که در آن طعم تلخ مشکلات هم چشیده می شود.
دختر داستان ما نابینای دنیاست..خواننده وارد دنیای رمان که می‌شود تمام زندگی دختر داستان را حس می‌کند.
مانند او نابینا می‌شود..همانند او همه چیز را لمس می‌کند، بو می‌کند، حس می‌کند..
و همینطور عشق را..
آیا عشقانه های یک دختر نابینا چگونه است؟

♡پایانی شیرین تر از عسل♡

قسمتی از متن رمان :

چشمهایم را باز کردم..مثل هر روز و هر ماه و هرسال..تاریکی مطلق به روی چشمهایم..
از روی تخت نرمم که وقتی رویش دراز می کشیدم فرو می رفت بلند شدم..با قدم های آهسته مسیر همیشگی اتاقم را پیمودم..
دستم را روی دستگیره سرد اتاق گذاشتم و به سمت پایین کشیدمش..
از اتاق خارج شدم و در را بستم..آرام آرام روی پارکت های سُر سالن قدم برداشتم.
به پله ها که رسیدم برای پایین رفتن به نرده چوبی تکیه کردم و پا روی طبقه به طبقه پله گذاشتم..
به پایین پله ها که رسیدم لبخندی مهمان لب هایم شد..
رسیدم!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
863 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی