نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان احساس شیرین جاوا ، اندروید،pdf ،ایفون، تبلت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

داستان نصفش تو لندن و نصفش تو ایران اتفاق میفته.درباره یه پسر به نام آریا بهداد هست که با دختری به نام شیوا رهام همکلاسه و توی درس با هم رقابت دارن.آریا از طریق خانواده اش با دختری به اسم تسنیم آشنا میشه که بعدا متوجه میشه دختر عموی شیواست و رابطه اش با تسنیم کمی صمیمی میشه تا اینکه پدر و مادر آریا که این صمیمیت رو میبینن از تسنیم برای آریا خواستگاری می کنن. اما آیا این واقعا خواسته ی آریا هم هست یا نه؟

دانلود رمان احساس شیرین

نام رمان :  احساس شیرین
نویسنده:    banoo pardis
ژانر: عاشقانه- کمدی

ویراستاران:نازآفرین،narcissus، Sogol_tisratil

قسمتی از  رمان

-آه،بازم تصادف!لعنتی.اگه دیر برسیم…
فرنوش-هنوز ده دقیقه مونده.الان زنگ میزنم به شیوا بره تو راهرو استاد رو علاف کنه.
با شنیدن اسم شیوا یاد دیروز افتادم و عصبانی تر شدم.سریع گوشیشو از دستش کشیدمو گفتم:
-نه.لازم نکرده.دختره ی زبون دراز خودخواه.
فرنوش خندید و با خندیدنش باز بیشتر حرصم دراومد.
-چیه؟چرا می خندی؟من اصلا نمی دونم تو چطور می تونی با این دختره دوست باشی و تحملش کنی.
فرنوش-مگه چشه؟
-چشه؟نخیر.سرتاپا گوشه.انقدر هم تیزه که …
با باز شدن یه راه حرفمو فراموش کردم و سریع حرکت کردم.ساعت رو نگاه کردم. امکان نداشت به موقع برسیم.

واسه فرنوش که ایرادی نداشت.استاد به من گیر می داد.دفعه اولم نبود دیر می کردم.دفعه قبل پنچر کردم.

دفعه قبلشم وقتی واسه سی ثانیه ماشینو پارک کردم تا یه خودکار بخرم جرثقیل از نا کجا آباد پیداش شد

و ماشینو برد.این بار اگه دیر می رسیدم حتما باید می رفتم حذف می کردم.استاد پارکینسون خیلی حساسه

و اگه کسی حتی یه بار بعد از خودش بیاد باید بره واسه حذف.ولی چون منو از ترم قبل می شناخت و بهترین دانشجوش بودم

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز PDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیها ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,081 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی