نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ازدواج به سبک یهویی - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ازدواج به سبک یهویی

خلاصه داستان: داستان در مورد دختری هستش که به خاطر  ناخواسته ی پدر و مادرش تاوان سختی رو پس میده! از این رو مسئول این تاوان و زجر دادن دختر، کسیه که علاقه ی زیادی به انتقام گرفتن و کینه توزی نداره اما…پایان خوش نمی فهمم! مگه من از خدا به خاطر اینکه منو از مشکلات زندگیم سالم بیرون آورد تشکر نکردم؟
چی شد پس؟ هنوز آب خوش از گلوم پایین نرفته بود که سرنوشت لعنتی دهنمو باز کرد و به زور هر چی زهر بود، تو حلقم ریخت! مشکلات همین طور یکی یکی به سمتم هجوم آوردن!
امیدی به من هست؟! منِ زهر خورده؟!
از مرگ بابام ۲ ماه می گذره…تو این دو ماه از نظر روحی حال خوبی نداشتم…سنم کم بود برای یتیم شدن…تقریبا یک هفته پیش که فهمیدم دانشگاه و رشته ی مورد علاقم قبول شدم، با خودم

تنها را حمایتی شما از ما عضویت در انجمن

نام رمان: ازدواج به سبک یهویی
نویسنده: kiya dokht
ویراستار: HAD!S
ژانر: عاشقانه، طنز، درام

همون خانومه به سمتم برگشت…ناخودآگاه از خشم و نفرتی که تو

چشاش بود، به خودم لرزیدم…تقریبا هم سن مامانم می بود…کمی

آنالیزم کرد و رو به مامان گفت:
-خوبه! دخترتم مثله خودت قیافش دوزار می ارزه…بردیا راحت تر راضی

می شه زیبایی تو باعث شد دارییمو ازم بگیری و حالا کاری می کنم که

زیبایی دخترت همه چیزتو ازت بگیره.
با زدن پوزخندی حرفشو به اتمام رسوند و بلند شد…نزدیکم اومد و دقیق

تر بهم خیره شد. کمی خودمو جمع و جور کردم و با نگاه ترسیده و

سردرگمی بهش زل زدم. رنگِ نفرتِ نگاهش کم شد. با صدایی که انگار از

ته چاله چوله ها بیرون می اومد گفت:
– خیلی شبیه باباتی!
قبل از اینکه گرد شدن چشامو ببینه زود اونجا رو ترک کرد…من

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزPDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیهاePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
420 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان