نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان اسمش رو سام گذاشتم

خلاصه:

دانلود رمان اسمش رو سام گذاشتم (جلد دوم رمان فرزند خاموش) این رمان جلد دوم رمان فرزند خاموش است رمانی بسیار عاشقانه و دارام کسانی که جلد اول این رمان را مطالعه کرده اند همگی از این رمان راضی بوده اند بعد از اتفاقات جلد اول، حالا مارال با حاملگی ناگهانی‌ش دست و پنجه نرم می‌کنه. افکار مختلفی ذهنش رو مشغول کرده که آیا این بچه رو به دنیا بیاره؟! آیا این بچه

طبق گفته‌ی بقیه نحس و شرور خواهد بود؟! آیا بعد از به دنیا اومدنش

با نوزادی ناقص و عجیب الخلقه روبه‌رو میشه یا اون طبیعی و مثل بقیه‌ی بچه‌هاست؟!

از طرفی نگرانی در مورد مهدی و ملینا، داره وجودش رو می‌خوره؛

این درگیری‌های ذهنی و روانی باعث افسردگی و پریشونی مارال شده تا…

توجه: دوستان عزیزم برای خوندن این رمان حتما قبلش جلد اول یعنی

رمان فرزند خاموش رو بخونید چون بدون خوندن جلد اول متوجه قضایای

این رمان نخواهید شد باتشکر

آنچه در جلد اول خواندیم:

مارال دختر یتیمیه که تو خوابگاه دانشگاه زندگی می‌کنه و

بعد از اتمام تحصیلش ناچار به ترک اونجا میشه. مارال دختر بسیار ثروتمندیه

اما به‌خاطر ناراحتی از پدر و مادرش اون تمام این سال‌ها با سختی و فقر از هفت

سالگی تو پرورشگاه زندگی کرده و از ارثش استفاده نکرده.

بعد از بیرون اومدن از خوابگاه با پول کمی که داره دنبال خونه می‌گرده

اما جایی رو پیدا نمی‌کنه و ناچار به گرفتن خونه بسیار بزرگی که بیرون از شهره می‌شه؛

اون تنها تو اون خونه می‌مونه و متوجه اتفاقات ماورائی میشه اما اوایل به اتفاقات توجهی نمی‌کنه.

مینا دختریه که از دست پسر عمه‌ش از خونه فرار کرده، با مارال آشنا میشه

رمان اسمش رو سام گذاشتم

اما مارال اون رو رها می‌کنه و میگه نمی‌تونه یه بار اضافه رو روی دوشش حمل کنه.

چند روز بعد، مارال متوجه میشه اتفاق بدی برای مینا افتاده. بعد از رخ دادن اون اتفاق،

مارال شدیدا دچار عذاب وجدان و ناراحتی میشه و تصمیم می‌گیره اون

خونه‌ی بزرگ رو تبدیل به پرورشگاه کنه. با کمک آقا مهدی، وکیل خانوادگیش

که رابطه‌ی صمیمانه‌ای با مارال داره، کارهاش رو انجام میده تا دختران بی‌سرپرست رو اون‌جا بیاره.

نهال، سارا، ملینا، مریم و آوا و چند دختر دیگه به اون خونه میان!

اوایل اوضاع آرومه و مارال فکر می‌کنه که متوهم شده، تا این‌که اتفاقات

بسیار ترسناکی تو خونه شروع میشه؛ مهربانو و پریناز همسران یک خان هستن

که توی این خونه زندگی می‌کردن. مارال با پرس‌وجو از صاحب خونه می‌فهمه

داستان از این قراره که پریناز یک دختر و مهربانو یک پسر داشتن.

پریناز برای این‌که خودش و فرزندش وارث بشه با جادو فرزند پسری رو توی شکمش می‌سازه؛

مهربانو هم متوجه میشه و پیش دعا نویس میره و کاری می‌کنه که رشد جنین در سه ماهگی توی شکم پریناز متوقف

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده Saba

مشاهده تمامی 193 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.