نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان انتقام خونین 

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان انتقام خونین 

دانلود رمان انتقام خونین نودهشتیا

دانلود رمان انتقام خونین

نام کتاب:‌ انتقام خونین 
نویسنده: ریحانه ــــــــ محدثه فارسی و پریا
ژانر : ترسناک 

?
خلاصه:
یه جن دو رگه عاشق یه انسان می‌شه. ولی، به عشقش نمی‌رسه و عشقش باعث مرگش می‌شه. واسه همین هم به دنبال انتقام میره. انتقامی خونین…
مقدمه:
به نام خداوند جن و انس
در آن میان، در آن هیاهو، کسی به فکر انتقام است. انتقامی خونین! کسی به فکر فرار است. فراری خونین! کسی می‌کشد. دیگری می‌میرد و دیگری…
در این بین قربانی قصه‌ی ما طعمه‌ی انتقامی خونین می‌شود.
سخن نویسنده:
بچه ها این رمان قبلاً جایی نوشته شده بوده. اما، حالا توی این سایت قرار می‌گیره.
مهتا به قلم محدثه، نسیما، سینا و راوی به قلم ریحانه و سارا و هایکا به قلم پریا نوشته شده است.
“به قلم ریحانه”
(راوی)

آرام آرام وقت آن می‌شود که بر روی دو جسم بی جان خاک بریزند. اما، دخترکی سفید چهره بر روی جنازه افتاده و آرام آرام گریه می‌کند. جز چند نفر کسی آن جا نیست.
صدای شیون و زاری نمی‌آید. تنها صدا، صدای چک چک باران و هق هق تنهایی یک دختر است.
زن جوانی دخترک را از جنازه دور می‌کند و جنازه را داخل قبر قرار می‌دهند. دختر به جنازه و آن قبر کوچک می‌نگرد. 
به راستی چه شد که او این گونه تنها و بی‌کس شد؟ 
اولین بیل خاک بر روری جنازه ریخته می‌شود.
به راستی چه سری در مرگ ناگهانی او وجود داشت؟
دومین، سومین، چهارمین، پنجمین و… در آخر، آخرین بیل خاک ریخته می‌شود. حاضرین که از ده نفر بیشتر تجاوز نمی‌کنند؛ فاتحه می‌خوانند و به او تسلیت می‌گویند. همه از آن‌جا دور می‌شوند. جناب سروان به سمت نسیما می‌آید.
_خانم سرمدی تسلیت می‌گم واسه مرگ پدرتون…
جوابی نمی‌دهد. سروان خودش ادامه می‌دهد:
_قول میدم ما اون کسی که پدرتون رو کشت پیدا کنیم.
با صدایی که انگار از خودش نیست زمزمه می‌کند:
_اونو پیدا نمی‌کنی.
اما، دریغ از یک نگاه! جناب سروان هم دور می‌شود. 
نسیما زیر درختی نظاره‌گر اوست. 
دخترک به قبر خاکی نگاه می‌کند و سرش را که بالا می‌آورد. قیافه‌ی وحشتناک ولی خندان او نمایان می‌شود. چشمانش را می‌بندد و از ته دلش جیغ می‌زند. صدای خنده‌اش بالا می‌رود. 
نسیما به سمتش می‌دود. ولی، او بیهوش می‌شود. (مهتا)

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
560 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی