نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ایرانی قمار سرنوشت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ایرانی قمار سرنوشت

دانلود رمان ایرانی قمار سرنوشت

داغونم تموم بدنم درد می کنه … لعنتی چه دست سنگینی هم داره … این راهم انگار کش اومده چرا نمی رسم … نمی دونم امروز بارهام سنگین تره یا از کتک هایی که خوردم انقدر ضعیف شدم … بابا این همون راهیه که هفته ای ۲ بار میری و میای … دلم لک زده واسه یک روز استراحت یک روز که فقط خودم باشم و هیچ کس نباشه تا دم به دقیقه بهم دستور بده و فحش و ناسزا بارم کنه آه الان چه وقت بارون اومدن بود چقدرم شدیده … لعنتی یادم رفت چتر بیارم حالا باید تا خونه موش آب کشیده بشم تازه چه فرقی می کنه اگه چترم داشتم با کدوم دست من که هر دو دستم پر … کاش مامان زنده بود اگه بود نمیذاشت این بشه حال و روزم که بشم کلفت بی جیره و مواجب خانم و فاسقای بدتر از خودش نمی خوام مثل این دخترای زر زرو به نظر برسم اما این بغض لعنتی رو چی کار کنم که از دیشب قلمبه شده تو گلوم و هیچ جور هم پایین نمی ره اگه دیشب گریه نکردم و هر جور فحش و ناسزایی رو تحمل کردم که اون دو تا خوشحال نشن ولی الان که کسی نیست تازه با این بارون شدید اصلا هیچ کس نمی فهمه پس چرا دارم بازم این بغضو فرو می برم … چشام پر آب شده و اصلا دیگه جلومو نمی بینم …
دیگه چیزی به اینکه به اون خونه ی عذاب برسم نمونده.. جایی که باید حق من میبود و اون لعنتی با نقشه هاش اونو به دست آورد.. از صدای بوقی شدید به خودم میام انقدر هول کردم که پام می ره توی چاله ی آب می خورم زمین…حالا چی کار کنم همشون ریخت زمین خدایا چه جوری جمعشون کنم…تازه حواسم میاد سر جاش انقدر تو فکر و خیال بودم که اصلا نفهمیدم کی رسیدم به خیابون… زانوم خیلی درد میکنه انقدر که گریم تشدید میشه…همون طور که زانو زدم, به ماشین آخرین مدلی که فقط در چند قدمی ام ترمز کرده سر سری یه نگاهی می کنم … تند تند دارم وسایلمو می ریزم توی ساکم الانه که دادش بره هوا …

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.43
[ 7 رای ]
1,094 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان