نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم ۲

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

 دانلود رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم ۲

دانلود رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم 2

به لیندا نگاه میکنم… این لیندا هم که انگار نه انگار از صبح منو هزار جا برده حالام بی خیال نمیشه . رد نگاهمو دنبال میکنه
– خیلی خانم زیبایه
زبیا بود ، شاید اگه اینقدر آرایش نمی کرد زیباتر میشد ، شاید اگه اونطوری تیپ نمی زد بهتر میشد .. هزار دفعه گفتم اینجوری نگردد ولی کو گوش شنوا ، جواب کوتاهی میدم
– آره
– همین ، بابا این بیچاره از اون موقع که اومدی آویزونت بود تا من نجاتت دادم . اینقدر محبت میکنه من یه جوری میشم تو فقط میگی آره …؟
– چی بگم ، بگم نه
– بی احساسی دیگه ، ببین چطوری نگات میکنه
– بی خیال حسام
– ببین تو رو خدا ، خدا شانس بده ما که از این شانسا نداریم
– خجالت بکش
– راست میگم دیگه ، پیر شدم رفت ، ۳۳ سالمه هنوز تنهای تنهای تنهام
– تو که راست میگی
– باور کن به جون اون دختره..
به سمتی که اشاره کرده نگاه میکنم… دختر زیبایی بود یا نبودشو نمیدونم چون واقعا اینقدر آرایش داشت که اصلا مشخص نبود ، هیکل بدی نداشت ولی از اون تیپ هایی بود که من اصلا نمی پسندیدم .
سرمو با خنده تکون میدم
– مشخصه کاملا
یکم با حسام حرف میزنم و بعد میرم سراغ لیندا .
– خواهش میکنم بردیا
– لیندا خستم ،
– یه کم دیگه بمونیم میریم دیگه عزیزم
با بی حوصلگی دستمو از تو دستش درمیارم بیرون
– فقط نیم ساعت ، بعدش میرم با تو یا بی تو .
– مرسی عزیزم
دیگه کم کم دارم از خستگی بیهوش میشم ، این مهمونی هم که امروز واقع بد موقع بود .
یکی از دوستای لیندا می یاد کنارمون و میشینه ، از نگاه خیره ای که میکنه خوشم نمی یاد ، بیخیال میشم ولی اون بیخیال نمیشه لیندام که کلا تعطیل ، با یه ببخشید بلند میشم و میرم یه نوشیدنی برمیدارم ، از شلوغی کلافه شدم ،میرم سمت آلاچیق های تو حیاط .
باید یه فکری بکنم نمیشه ، الان یه هفته ای هست اومدم و فقط مهمونی و بیرون رفتن با دوستا و البته لیندا .
دوست دارم دوباره برگردم تو کار سابقم تو بیمارستان ، کاری که میکنم برام خیلی ارزش داره ، نجات دادن جون آدماها برام خیلی پر اهمییته .

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
3,124 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی