نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ایرانی کی فکرش رو می کرد؟

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ایرانی کی فکرش رو می کرد؟

دانلود رمان ایرانی کی فکرش رو می کرد؟

خداییش ما اصلا چه فکری کردیم که اون خونه به اون بزرگی رو ول کردیم اومدیم تو این قوطی کبریت من هنوز نمیدونم همیشه از آپارتمان بدم میومده به دودلیل یکیش این که باید آروم بری آروم بیای و جیکم نزنی ،دوم به خاطر آسانسورش بود که باید سه ساعت وایسی تا بیاد وای مثل این که بالاخره آسانسور اومد شیطونه داشت میگفت بزنه به مخم ۸ طبقه رو با پله برم یه بارم مخم معیوب شد ۸طبقه رو با پله رفتم فقط تا دو هفته نمیتونستم درست راه برم!
در آسانسور رو که باز کردم چشمم افتاد به یه جفت کفش سرم رو که بلند کردم خیره شدم به دو تا چشم آبی رنگ خیلی خاصی داشت آبی تیره بود از اون بد تر برق چشما بود که آدم رو میگرفت کلا این اکتشافات من به ثانیه نکشید می خواستم بگم بیا برو دیگه که گفت:
-ببخشید
تازه فهمیدم چه سوتی ای دادم وایسادم جلوی راهش تازه میگم بیا برو دیگه لبم رو گاز گرفتم و رفتم کنار اومد رد شد ورفت از پشت سر داشتم نگاش میکردم قدی بلند داشت و چهارشونه بود موهای مشکی پرپشت داشت از جلوی چشمم که دور شد رفتم تو آسانسور و دیگه هم بهش فکر نکردم مگه من بیکارم که به این چیزا فکر کنم رسیدم در خونه تازه یادم اومد که کلید ندارم دستم رو گذاشتم رو زنگ که صدای مامان بلند شد که می
گفت:
-چه خبرته
در رو که باز کرد گفتم
-سلام مامان گل خودم
-زیاد خودت رو لوس نکن بیا تو
خندیدم و رفتم تو با خودم گفتم الان مثل همه ی داستانا بوی قرمه سبزی همه ی خونه رو برداشته ولی هرچی بود کردم هیچ بویی به مشامم نخورد گفتم:
-مامان ناهار چی داریم؟
-هیچی!
-یعنی چی هیچی من گمشمه
-یعنی تازه می خوام غذا درست کنم

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
140 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان