نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید ایمیل = moh.ah75em.com@gmail.com تلگرام = mpero@

دانلود رمان بازی ادامه داره کار گروهی کاربران

دانلود رمان بازی ادامه داره. داستان در مورد زندگی پلیسی به اسم محمد هست که زندگی خودش و اطرافیانش

گفته می‌‌شه.یک پسر مجرد که‌ داستان رو از روز تولد سی سالگیش شروع می‌کنه و اتفاقاتی که‌ تو زندگیش افتاده ،

از ماموریت های کاریش ، از خانواده ای که‌ براش تو اولیت هستن ، از دوست خوب و رفیق بچگیش ، از اتفاقات ساده زندگی و

از مشکلات زندگی و نحوه پشت سر گذشتن اونا ، از شکست های زندگیش و تجربه های مهمی‌‌که کسب کرده ،صحبت می کنه .

 

نام رمان : بازی ادامه داره
نویسندگان : کاربران انجمن نگاه دانلود !!!! Yektay ashegh _ Mahakbanoo1996 _ !!!!F
ویراستار :Ava Banoo
ژانر : عاشقانه _ پلیسی _ اجتماعی
زاویه دید : اول شخص ( رمان از زبان شخصیت های داستان بیان می‌‌شود . )
سخنی با خوانندگان :
از تمام خواننده هایی که وقت گذاشتن و رمانمون رو مطالعه کردن ، کمال تشکر و قدردانی رو دارم.
همین طور می‌خوام تشکر ویژه ای از Yektay ashegh ، یکی از نویسندگان رمان ، بکنم که با وجود داشتن چند رمان دیگه

، نگارش بیشترین پست های این رمان هم بر عهده این عزیز بود . ازYektay ashegh واقعا ممنونم.تشکر دیگری هم

از نویسنده چهارم رمان که کار سخت تری بر عهدش بود، دارم . درسته این رمان سه نویسنده داره؛

ولی نویسنده چهارم رمان ویراستاره ؛ واقعا ازش ممنونم.

قسمتی از داستان :

_ با کلی زحمت امروز رو از سرهنگ مرخصی گرفتم که‌ برم کمک مامان گلم . آخ من قربونش بشم؛

نمی‌‌خواهم خسته بشه؛ اون‌وقت تو من رو آوردی اینجا ؟شروین اذیت نکن بیا بریم.
شروین: بسه دیگه چقدر مثل پیرزنا غر غر می‌‌کنی! یک دقیقه صبر کن کارم تمومه.
_ آره از همون دوساعت پیش یک دقیقه یک دقیقه من رو معطل کردی. خوب مگه

دختری که‌ این قدر طولش می‌‌دی ؟ زود لباست رو بپوش بریم.
تا شروین لباسش رو مرتب کنه ، نگاه به قیافه اش کردم .

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.