نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان باغ ممنوعه پردیس شریعتی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان باغ ممنوعه پردیس شریعتی

دانلود رمان باغ ممنوعه . داستان درمورد دختریه که به باغ روبه روییشون مشکوک می شه و از سر شیطونی و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ دربیاره که چرا همیشه درش با زنجیر و قفل بسته اس؟ چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟ اصلا داخل این باغ چی هست؟ وکلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق هولناکی درحال وقوعه و وقتی میف همه که دیگه توی دردسر افتاده.

نام رمان:باغ ممنوعه
ژانر:ترسناک،ماجراجویی و هیجانی
نویسنده:پردیس کاربر انجمن نگاه دانلود
تایید کننده :£Lⓐh£
ویراستار:nika_beramiriha

قسمتی از  رمان :

-آخ جون!
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا. بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا_خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌ در ضمن دلمم واسه ی

گلنار و الهه خانوم و حاج حسین خیلی تنگ شده. مامان که از آشپزخونه اومده بود بیرون گفت:
-راست می گه منم خیلی دلم تنگ شده براشون. خوب شد که برنامه گذاشتیم بریم باغ

درسته که امسال تنهاییم و خاله اینا نیستن باهامون، ولی هم ما دلمون تازه می‌شه هم الهه و حسین آقا.

یاد سال قبل افتادم که با خاله اینا رفته بودیم باغ. چه تعطیلات مسخره ای، با وجود اون

رهای افاده ای اصلا بهم خوش نگذشت چه خوبه که امسال خاله اینا نیستن. از فکر خودم خنده ام

گرفته بود که بابا گفت:
-پس وسایلو کم کم آماده کنید که پس فردا راه بیافتیم. هر چیزی که لازم دارید بردارید چون به احتمال

زیاد نصف تابستونو اونجا بگذرونیم.

خوشحالیم دو برابر شد. من هیچ وقت از اون ده قدیمی و باغش خسته نمی شم.

درسته که باغ ما تقریبا یه جای دور افتاده بود،

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
952 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی