نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان باورت نمیکنم جلد 1 و 2

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان باورت نمیکنم

خلاصه:

دانلود رمان باورت نمیکنم _ دختری بی‌اعتماد نسبت به اطرافیان… شکست خورده… رفیقی که آرامش شد…ماند… ساخت… حس‌های در هم… سردرگمی… انکار… فراموشی و شاید… عشق!

پیشنهاد می شود

دانلود رمان طلوع آرامش

دانلود رمان اسارت نگاه

دانلود رمان دو راهی عشق و غرور

مقدمه:
اعتمادهای مچاله شده
غرورهای له شده
قلب‌های شکسته
دل‌های سرد و مرده
فراموشی‌های روزانه
فرار از عشق و دوست داشتن
شب‌های طولانی
من…
بغض‌های جمع شده در گلو
و زندگی‌ام که به طور احمقانه‌ای ادامه دارد!

قسمتی از رمان :

پا داخل مغازه مورد نظرم گذاشتم و دلم یک تو دهانی خواست که هدفش درست، همان آدم رو به رویم باشد!
آدم هم این‌قدر هیز؟!
کف دستم عرق کرد و من باز هم به این غیر اجتماعی بودنم لعنت فرستادم.
لبخندش بیشتر منزجر کننده بود تا جذاب!
به حرف آمد و منِ خر اعتراف کردم که با همه تنفرم، صدایش را مردانه می‌دانستم!
– خانمم؟ می‌تونم کمکتون کنم؟
گفت خانمم! کجا بگذارم این لحن و حرفش را دقیقا؟!
– سه تا مداد طراحی، دو تا گواش، یه تخته شاسی، یه پاستل گچی، سه تا پاک کن!
سری تکان داد و باز به حرف آمد:
-از چه مارکی؟
مارک مورد نظرم را گفتم و منتظر ماندم تا لیستم را تهیه کند ولی انگار با خودش درگیر بود، آن یارویی که من می‌دیدم.
و من لعنت فرستادم به خودم بابت قهر با شهراد!
بی‌حوصلگیم کار دستم داد و گفتم:
– آقا چی شد؟ من عجله دارم.
– خانم صبر داشته باشید! مغازه دوستمه. مال من که نیست.
آن لحن طلبکارش دقیقا با من چه صنمی داشت؟!
پوزخندی زدم و گفتم:
– شما برو خونه تو تلگرامت چرخ بزن. کار نمی‌خواد بکنی!
 از مغازه خارج شدم.

  • نام رمان : باورت نمیکنم
  • نویسنده : Moaz17 کاربر انجمن یک رمان
  • ژانر : عاشقانه، اجتماعی
  • ویراستاران : I.yasi و YASER
  • تعداد صفحات : ۲۴۱

باکس دانلود

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,094 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 88
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی