نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان به خاطر عشق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان به خاطر عشق

دانلود رمان به خاطر عشق

رمان به خاطر عشق 
نویسنده نگین نظری
بهاااااااانهههههه بلندشوباز خواب موندی
-وااااااای.مامان ارواح جدت بزاربخوابم
-بلندشوببینم زهرادم درمنتظره،بلندشوساعت هفتو نیمه
یهوازجام پریدم یع نگاه به دوروبرم انداختم که چشمم افتادبه قیافه ی غضبناک مامان
یاابلفضل دیرشد,خاک به گورم

-مامان زهراکه نرفت؟
-نه دم در منتظرته .زوداماده شو,هرچی بش گفتم بیاتو نیومد
سریع پریدم تو دسشویی و بعداز انجام عملیات اومدم بیرون وسه سوته دستو صورتمو
شستم,لباسامومثل جت پوشیدمو از خونه زدم بیرون
-سلام
-دردوسلام بزنم تو سرخرت؟اخه تو کی میخوای ادم بشی دختر
-زری جون شرمنده به جا غرغرکردن راه بیفت که دیرمون شد
چشم غره ای بهم رفتوبالاخره غاغارکشوراه انداخت
طبق معمول بااستاد وارد کلاس شدیم ،سرکلاس همش چرت میزدم اخه یکی نیست بگه دختر خوب
شب زنده داریت واسه چیه دیگه؟اخه توروچه به فضای مجازی؟والا
هیچی ازکلاس نفهمیدم تاکلاس تموم شدسریع وسایلمو جمع کردم و منتظر زهراشدم که باهم بریم
-یه ذره بیشتر میخوابیدی خانوم خوش خواب
ای بر خر مگسه معرکه لعنت،وع.این دیگه از کجا پیداش شد،روپاشنه ی پا چرخیدمو وگفتم:فوضولیش
به شما نیومده
اونودیگه من مشخص میکنم
-اصولاهمچین تصمیم گیری هایی روبه عهده کسی مثل تو نمیذارن
-مگه من چمه
-یه تختت کمه
صورتش سرخ شد،دهنشوبازکرد که جوابمو بده ولی من بی توجه ازکنارش گذشتم و به سمت حیاط
دانشگاه رفتم واونجامنتظرزهراشدم،بعدازپنج دقیقه خانوم افتخاردادنو اومدند.
-تواگه یه روز بااین پسره کل کل نکنی روزت شب نمیشه؟نه؟
-به من چه خودش شروع کرد
-خب اون شروع کن تو جوابشونده
-د ن د نشد اونوقت فکرمیکنه من کم اوردم
-خداشفات بده
-ایشاا… خداازدهنت بشنوه
-تودیگه کی هستی ؟!
-بچه بابام
-یه وخ کم نیاریااااا
-ماچاکریم ابجی
-نفله،سوارشو بریم
-چشششششم
توماشین نشستیمو اهنگوتاته زیاد،نزدیک خونه که رسیدیم اهنگو کم کردیم چون مامان مارواینجوری
میدید دوباره نصیحتاش شروع میشدکه دختربایدال باشه دختربایدبل باشه ولی خب ماگاااهی تفریحی
اهنگوتاته زیادمیکردیمو میرفتیم دوردور
اززهراخدافظی کردمو واردخونه شدم،بادیدن امیرمحمدچشام برق زد
بـــــــــــــــه سلاااااااام ،چه عجب, راه گم کردی
-علیکم من که همیشه اینجام

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
420 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی