نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان بورسیه پرستاری

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان بورسیه پرستاری

دانلود رمان بورسیه پرستاری

نام رمان : بورسیه پرستاری
نویسنده : 
هانیه دانیال 
ژانر : عاشقانه / غمگین

خلاصه :
داستان یک دانشجوی پرستاری است؛ که بورسیه دانشگاه ملبورن استرالیا می شود. بعد از مدتی فردی وارد یکی از بیمارستان های کشور استرالیا می شود؛ که دارای بیماری ناشناخته ای است و دختر داستان، پرستار خصوصی او می شود. در طول داستان، اتفاقاتی می افتد؛ که سرنوشت این پرستار جوان را به کلی تغییر می دهد. 
« همیشه آن طوری نیست؛ که شما فکر می کنید»

مقدمه:
نمی دانم این خاصیت این دنیاست؛ که دستت را بگیرد و در دست خوشبختی بگذارد..
بعد تو با خوشحالی و غرور از بالای قله ها به زیر پایت نگاه کنی و بخندی..
عاشق شوی، شاد باشی..
آن وقت درست زمانی که احساس می کنی هیچ اتفاقی نمی تواند این خوشی را از تو بگیرد،
خیلی راحت از آن بالا پرتابت می کند، بدون آن که کسی بفهمد.
دقیقا همان موقع است که همه تنهای ات می گذارند.
دور تا دور زندگی ات از تاریکی و سیاهی پر می شود.
چقدر در این قسمت زندگی نیاز به یک همدم است، نیاز به یک جفت گوش است،
که فقط بشنود؛ که فقط دستت را بگیرد و بگویید :
“حتی اگر قیامت هم شود، کنارت می مانم.”
و تو خیلی ساده، با او بدون درک زمان از این کره خاکی دور شوی..

********
سر انگشتانم از استرس یخ کرده بود. 
نفس عمیقی کشیدم و آدرس سایت را دوباره تایپ کردم. به دلیل لرزش دستانم، نمی توانستم آدرس سایت را صحیح تایپ کنم. بالاخره بعد از چهار بار تلاش توانستم وارد شوم. 
با حوصله بیشتری نام کاربری و رمز عبور را نوشتم. دندان هایم به هم می خورد. با نفس های مقطع به صفحه مانیتور زل زدم. نمی دانم چرا این ثانیه ها آنقدر دیر می گذرند. بعد از چند لحظه، صفحه بار گذاری شد. متن را با عجله خواندم. باورم نمی شود. یک بار دیگر متن را با شک خواندم. چشمانم پر از اشک شد. برای بار سوم همه اش را خواندم. این امکان ندارد. من برای آزمون بورسیه پرستاری قبول شده ام. قطرات اشک روی گونه ام جاری شد. بعد از پنج دقیقه، تازه به خود آمدم و از روی صندلی پریدم. یک جیغ بنفش کشیدم و بلند بلند فریاد زدم:
ـ قبول شدم، وا…ی خدایا باورم نمیشه، من قبول شدم. اونم کجا دانشگاه ملبورن استرالیا !
با پشت دست، صورتم را پاک کردم و با گیجی دنبال گوشی همراهم گشتم. پس کجاست؟ 
زیر لب زمزمه کردم :
– آروم باش دختر، یکم فکر کن کجا گذاشتی؟
بعد از چند دقیقه یادم آمد؛ که آخرین بار وقتی با ستاره حرف زدم، آن را در آشپزخانه گذاشتم. تقریبا نیم ساعت پیش بود؛ که ستاره به من زنگ زد و گفت نتایج آزمون اعلام شده است. 
با هول به سمت آشپزخانه رفتم و گوشی همراهم را از روی اپن برداشتم و اول از همه شماره آقای سعیدی را گرفتم.

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
1,920 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی