نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان بی پناهی همراز

دانلود رمان بی پناهی همراز

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

مقدمه:

حال و احوالم بده، زیر این هوای بارونی بی کس وتنها زخم خورده ی

تقدیر شدم. دلم گرفته از این دنیای بی رحم دنیایی که بی رحمانه بر پیکره ی ظریف وناتوانم چنگ می کشد.
به کدامین گناه؟ تاوان کدام خطا؟

خلاصه :

به نام خالق هستی
نام رمان: بی پناهی همراز
نویسنده شایسته نظری
خلاصه ی رمان:
همراز، دختری جسور،شجاع، ورزشکار و زیبا که به خاطر خلاف و اشتباهات

پدرش در گذشته طعمه قرار می گیره و پدرش ناخواسته او را در قمار به امیر

علی، مردی جسور که به دنبال انتقام هست از دست می ده و اسیر دست

این مرد خشن وکینه ای میشه و آسیب های زیادی می بینه.

قسمتی از متن رمان :

باشنیدن صدای ناظم مدرسه وتشویق بچه ها باذوق پریدم ودست هام رو توی هوا مشت کردم.
صدای ناظم چقدر امروز دلنشین شده:
ـ بچه ها یه خبر خوش براتون دارم با افتخار اعلام می کنم، همراز جعفری دانش آموز
پیش دانشگاهی ما برای انتخابی تیم ملی راهی مسابقات دومیدانی میشه، براش آرزوی

موفقیت می کنیم امیدواریم باز هم باعث افتخار ما ومدرسه ی ما بشه ایشون در زمینه ی

ژیمناستیک هم بارها برای ما افتخار آفرین بودند ومدال های زیادی گرفتند.
الناز وبچه ها دورم حلقه بستن وتبریک گفتن ازخوشحالی سر از پا نمی شناختم زحماتم،
دویدن ها وتمریناتم به نتیجه رسیده بود. با اینکه رشته ی تخصصیم هان مادانگ بود، به دویدن

علاقه داشتم مربی ورزش مدرسه متوجه استعدادم در دویدن شد وکمک کرد هدفمند بدوم …

برای رسیدن به تیم ملی خیلی تلاش کردم …باجیغ جیغای بچه ها و الناز به خودم آمدم که محکم زد پس سرم:
ـ وای دختر بلاخره مثل اسب دویدنت نتیجه داد.
دستی پشت گردنم کشیدم وصورتمو جمع کردم
ـ آیی آمازونی سرمو پکوندی خو!
خندید و مستانه روی شونه ام زد:
ـ والا آمازونی نبودم شدم! از بس دنبال تو تا خونه دویدم.
ـ خوبه حالا انگار پابه پای من دویدی.
دست به کمرایستاد و چشم هاش و ریز کرد.
ـ نه…جان من کی باهات تمرین می کرد؟
لب هاموکج وکوله کردم ابرو بالا انداختم:
ـ بله تو بودی ولی من دم خونه بودم تو دم مدرسه این چه همراهیه؟

باکس دانلود
برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
به نام محمد احمدی
بانک کشاورزی
واریز کنید
بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.