نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان تاوان شکستنم اندروید،جاوا،pdf

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان تاوان شکستنم اندروید،جاوا،pdf

سلام خدمت همه دوستان امیدوارم که روزهایی خوبی را سپری کنن و همه چی بر مراد دل

باشه . من به شخصه دیگه اصلا نمیتونم بگم ولی پیشرفت نگاه دانلود برام مهم هست و میگم

به نام خداوند عشق
رمان تاوان شکستنم
شخصیت ها:
بهار
ارشاویر
امیر
صنم
ارش
شهاب

ژانر:
پلیسی،عاشقانه……
خلاصه رمان:
بهار……دختری۳۲ ساله که خاطرات گذشته اش رو دوره می کنه…..خاطراتی سرشار عشق…عشقی پاک و دست نیافتنی اما…..شاید تقدیر بود…شاید…خاطراتی که باعت شد دختری ۲۴ ساله تغییر کنه….بشه سنگ…بشکنه و تاوان این شکستنم رو هم خودس پس بده….بهار دختریه که تاوان شکستنش رو پس می ده…..

مامانم رو در اغوش گرفتم و با شادی که همش تظاهر بود گفتم:
-قربون اون دل مهربونت برم سوگند جونیی تو برو به شوررت برس الان میاد من رو از خونه بیرون

می کنه که چرا زن من رو بغل کردی چرا زن من همش نگران توِ،قربونت برم عزیز دلم با ارشاویر

راحتم و واقعا هم رو دوست داریم چرا الکی این دل مهربونت رو ناراحت می کنی؟؟؟
در همین لحظه بود که صدا ارشاویر از پشت سرم اومد:
-بهارم نمیایی بریم مامان اینا خسته اند؟؟؟
با لبخند برگشتم سمتش نگاهی به چشمایی بی روحش انداختم و گفتم:
-الان میام عزیزم شما برو ماشین رو روشن کن من اومدم.
سری تکون داد و از مامان خدانگه داری کوتاهی کرد و پشتش رو کرد به ماها و رفت منم برای

اینکه مامان شک نکنه با لبخند بدرقه اش کردم.
برگشتم سمت مامان گفتم:
-برقونت برم دیگه خودت رو ناراحت ما نکن ما زندگی خوبی داریم.عزیز دلم.
با تخسی تمام که در این سن واقعا از یه زن بعید بود گفت:
-پس این چشمای و لحن سردش رو چی می گی؟؟

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز PDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیها ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
798 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی