نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان تاوان عشق Fateme_RZ کاربر انجمن نگاه دانلود - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان تاوان عشق Fateme_RZ کاربر انجمن نگاه دانلود

آرسام پویان، بازیگر سینما، بعد از دوسال دوستی قراره به عشقش ساحل برسه؛ اما با اومدن علیرضا، پسر عموی

ساحل، از فرانسه تقدیر چیز دیگه‌ای رو رقم می‌زنه، قرار نیست همه چی به خوبی تموم بشه. این تازه اول ماجراست.
پایان تلخ

مقدمه:
سوختنم را دیدی و خندیدی، خنده‌ات را دیدم و سوختم، خنده‌هایم را خواهی دید، دیدار ما به وقت سوختنت.
***

 

قسمتی از داستان :

نگار:من میرم اتاق سپهر.
-ریخت و پاشش نکنیا!
چپ چپ نگاهم کرد:
-مگه بچه‌ام؟
شونه‌هام رو بالا انداختم.
چپکی نگاهم کرد و روش رو اونور کرد. ای جان بهش برخورد!
نگار:سپهر کی از امریکا میاد؟
بی حواس گفتم:
-هروقت درسش تموم شه دیگه. آخ دیر شد نگار!

سریع تو اتاقم رفتم، وسایل رو روی تخت انداختم. مثل برق یه دوش ده دقیقه ای گرفتم. امشب تولد آرسامه؛ کسی که دوساله

باهاشم، خانواده‌ها خبر دارند و قراره ازدواج کنیم. بیست و هشت سالشه و بازیگره. پسر واقعا محشریه و خیلی دوستم داره.

امشبم قراره سورپرایزش کنیم. البته به قول راد اگه خراب کاری نکنم.
موهای مشکی بلندم رو سشوار کشیدم و دورم ریختم. کرم پودر زدم تا پوستم روشن‌تر شه. دور چشمای طوسیم رو خط چشم

کشیدم، این‌جوری درشت‌تر میشه. رژگونه و رژ قرمزم زدم. جین یخی و مانتو سفیدم رو پوشیدم، یه شال شیری هم سرم

کردم و موهام رو فرق کج تو صورتم ریختم. گوشیم رو تو کیف دستی مشکیم انداختم. لباس و کفشم رو برداشتم و اتاق

سپهر پیش نگار رفتم. یه لباس ماکسی به رنگ شیری پوشیده بود و موهاش رو هم دم اسبی بسته بود.

پشتش به من بود و داشت گوشواره‌هاش رو تو گوشش می‌انداخت
کفشاش رو که پاش کرد گفتم:

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
49 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان