نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان تظاهر | مهسا صفری کاربر انجمن نگاه دانلود

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

دانلود رمان تظاهر | مهسا صفری کاربر انجمن نگاه دانلود

خلاصه : درباره ی دختریست ازجنس احساس که عاشقانه می نویسد قصه زندگیش را .
دختری به پاکی و سادگی عاشقانه اش .
دختری که قلبی عاشق در سینه اش می تپد.
سرنوشت اما داستانی غیر قابل باور برایش رقم می زند.
شاید هم ، قرار است این عشق محک زده شود
اما…
زندگی دونفر به انتخاب او بستگی دارد.
این دوراهی زندگی تنها یک راهش به خوشبختی منتهی می شود….
و عاشقِ واقعی کسی است که ؛ باخوشبختی عشقِ خود ، احساس خوشبختی می کند حتی اگر ، سهم خودش از آن خوشبختی تنها مرگ و ناکامی باشد.

نام رمان : رمان تظاهر
نویسنده : مهسا صفری کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار h.esmaeili
تایید کننده رمان : کهربا
ژانر : عاشقانه
قسمتی از داستان :

پتو رو کشیده بودم روم وگوشیم تودستم بود.
– دوستت دارم
این پیامی بودکه به دستم رسید.
قلبم ازجا کنده شد، یعنی کی این پیام رو برای من فرستاده؟
چند بار دستم رفت سمت گوشی که چیزی بنویسم اما هربار منصرف شدم.
چی کار کنم؟
دوباره خواستم متنی بفرستم که صدای در اومد و یکی پر سرو صدا وارد اتاقم و سکوت اتاقم رو شکست .
بااین صداها یکی اومد طرفم وخودش رو انداخت روی من که زیر پتو بودم.
ناخواسته داد زدم.
– آخ…
خنده ی بلندی سر داد و با خوشحالی گفت:
– چی شدی؟
سرمو گرفتم واز زیر پتو بیرون اومدم و بادیدن هستی تعجب کردم.
_ هستی!!
_ جانم؟؟
_ تویی؟ این وقتِ شب اینجا چی کارمی کنی؟
_ اومدم پیشِ خواهریم بخوابم اشکالی داره؟
نفسم رو بیرون دادم وچیزی نگفتم.
هستی با خوشحالی:
_ پس اشکال نداره.
بعد همونطور که خودشو کنارم جا می کرد گفت: دِ یکم برو اون طرف تر منم جا بشم.
لبخندی زدم وبهش جا دادم.
خزید زیرِ پتو وگفت: آخیش چقد مزه می ده
وبعد نگام کرد…
– داشتی چیکار می کردی؟
— هیچی کاری نمی کردم
— راست؟
— راست

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
510 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 26
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی