نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان تلاش بیهوده | پارمیدا شارستانی کاربر انجمن

دختری به نام تپش در یکی از مناطق نسبتاً خوب شهر کرج زندگی می کند،زندگی اش پر از غم

است با رنگ هایی سیاه!نا امیدی در وجودش لانه کرده و تنهایی همراه او شده است.دختری

که ازنگاه مهربان مادر،لبخند پدر،غیرت برادر،دوستی خواهر و گرمی کانون خانواده فقط

اشکهایش را دارد و غم.دختری که به بدترین شکل ممکن خانواده اش را از دست داده

حالا با نگاه گرم پسری که از داخل مه های قلبش استوار نمایان شده آرامش به روحش

برمی گردد ولی تلاش می کند که عشق ساده اش را پنهان کند؛عاشق شدن این

دو نفر نشان می دهد عشق آنقدر هاهم سخت نیست تو فقط عاشق بشو،غرور خودش می رود.

تلاش بیهوده عشقی به سادگی زندگی را نمایان می کند ،باشد که از این عشق،درس آرامش آموخت.
*پایان خوش*

نام رمان: رمان در حال پیشرفت تلاش بیهوده
نام نویسنده رمان : p.sharestaniکاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر رمان :عاشقانه
نام تایید کننده رمان :کهربا

خسته و کوفته کوله ام رو روی شونه ام جابه جا کردم و با کلیدم در قهوه ای سوخته آپارتمانم

رو باز کردم. کفشهای مشکی و خاکی ساده ام رو توی جاکفشی گذاشتم.

وارد هال شدم و کوله مشکی سنگینم رو روی مبل های کهنه و دسته دوم شوت کردم.به اتاقم رفتم

و دکمه های مانتوم رو تند تند باز کردم و روی تخت یه نفره اتاقم انداختم،زیر سارافنی

آستین کوتاه مشکیمو در آوردم و یه تیشرت مشکی

پوشیدم؛شلوار مشکی دمپا گشادمم در آوردم و به جاش یه شلوارک مشکی تا روی زانو پوشیدم.

مانتوم وشلواروشال مشکیم رو روی چوب لباسی آویزون کردم وتوی کمد چوبی قهوه ای تیره ام گذاشتم،

رفتم و از روی مبل های مشکی رنگم کوله ی کهنه ام روبرداشتم وگذاشتمش گوشه اتاقم،ازبی نظمی متنفربودم

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.