نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان تلخ جاوا،اندروید،pdf،ایفون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان تلخ جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان تلخ جاوا،اندروید،pdf،ایفون

داستان زندگی مردی ۳۰ ساله است که با مرور دفتر خاطرات صمیمی ترین دوستش که به علت نامعلومی دست به خودکشی زده خاطرات تلخ گذشتشو روز و شب بازسازی میکنه.از طرفی دختر جوانی وارد جریان زندگی این مرد میشه که ناخواسته مشکلاتشون به هم گره میخوره و این مرد تصمیم به حمایت همه جانبه از زندگی آشفته دختر میکنه.در طول رمان دختر کم کم به گذشته مرد پی میبره و از علت واقعی طلاق و ناپدید شدن خواهر مرد با خبر میشه.داستان با شیب کند به سمت اوج ،یعنی درگیر شدن روحی این دو در حال پیشرویه که با ورود زنی از گذشته مرد، همه چیز به قعر چاه دوری سقوط میکنه.بعد از چند سال بر حسب اتفاق مرد و زن داستان به هم برخورد میکنن ولی آیا کسی این وسط مرد عمل هست؟

فصل اول

در حال خشک کردن موهام با حوله بودم که وارد اتاق کارم شدم.از صحنه ای که دیدم چشمام گرد شد، رعنا پشت میز کارم نشسته بودو داشت با خیال راحت آلبوم عکس روی میز رو نگاه می کرد.انقدر غرق تماشا بود که حتی متوجه حضور من نشد.عصبی شدم و در رو کوبیدم به هم.از جاش پرید و آلبوم از دستش افتاد.
_ آقای آریان…..
_ میشه بگید اینجا چه….
بهتر بود اعصابمو کنترل می کردم
_با اجازه کی به آلبوم دست زدی ؟
سرش پایین بود و دستمال توی دستش رو مچاله کرده بود.
_ مگه با تو حرف نمیزنم؟می گم کی بهت اجازه داد بیای بشینی پشت میز من و به وسایل شخصیم دست بزنی؟
_ من واقعا متاسفم…قصد نداشتم به وسایل شما دست بزنم.آلبوم باز بود،منم داشتم میزتون و تمیز می کردم .چشمم خورد به عکس ها و چون زیبا بودن نگاهم افتاد به عروس.ببخشید.
_ پس فردام اومدی یه کشو رو تمیز کنی چند تا فیلم خانوادگی توش بود میذاری میبینی بعد می گی قصد فضولی نداشتم؟

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
67 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان