نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

خلاصه ی داستان:
دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن ریرا دختریه که با شرایط سختی بزرگ شده…پدر سخت گیری داشته و از این بابت خیلی افسردست…بخاطر یه اتفاق یا بدشانسی یا هر چیزی که اسمش هست…عزیز ترین گوهر وجودیشو از دست میده و دیگه کاملا خودشو میبازه و اعتقادش به عشق رو هم از دست میده…
آیا میتونه دوباره اعتقادش به عشق رو بدست بیاره….عاشق شدن به همین راحتیه؟
داستانو بخونید…پایان خوب…۶۱۶صفحه موبایل

دست می‌ده فقط حس کلفت بودنه… اونم فامیلای بابام که دست به سیاه و سفید نمی‌زنن… فقط می‌شنن و می‌خندن.

بابای من یه آدم خیلی سخت گیر تو زمینهٔ حجابه… به هیچ وجه نمی‌ذاره حتی تو خونه و جلوی مهمونا من چادرو از سرم در بیارم… و این باعث عذابم می‌شه…. من خودم به پوشیدگی و نجابت اعتقاد دارم اما اون…

ولش کن هر وقت راجع بهش فکر می‌کنم آمپرم می‌زنه بالا.

من ریرا هستم… ۱۹ سالمه… از زیبایی هیچی کم ندارم… چشمای سبز تیره‌ای دارم با پوستی روشن و

موهای مشکی و صاف… قدم بلنده و خیلی هم خوش هیکلم… خدا رو شکر هیچیم سر بابام نرفته… وگرنه…!

مامانم مینا ۴۰ سالشه… اون خیلی از من خوشکلتره…. چشمای آبی و پوستی به لطافت گل داره… لب و

دهنش ظریف و زیباست… خدا همه چیزو تو زیبایی این زن کامل کرده.

بابام علی… ۵۰ سالشه… بازنشستهٔ ارتشه و حالا تو یه شرکت هم کار می‌کنه… کلا دوسش ندارم و باش

کنار نمی‌ام… اما سعی می‌کنم احترامش رو حفظ کنم و تو خونه بحث راه نندازم… حداقل بخاطر مامانم.

و اما داداشم حسین… عزیز‌ترین فرد زندگیمه…. بدون اون حتی نمی‌تونم لحظه‌ای نفس بکشم… چشمای

قهوه‌ای روشن داره.. و پوستش کمی مثل بابا سبزه شده… اما بر عکس بابا قد بلند و چهار شونست… موهاش حالت داره.

اون درسش رو تموم کرده… مهندس معماریه.

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواJarدانلود رمان براي جاوا با لينک کمکي مستقيمJarدانلود رمان براي جاوا لينک کمکيPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
48 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان