نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان تمیس جلد یک و دوم

دانلود رمان تمیس به قلم فرزانه شفیع پور

رضا، مردیه که برای انتقام از زنی که سال ها پیش زندگیش رو نابود کرد به کشور برمی گرده و با زیرکی خودش رو وارد خانواده ی اون می کنه.
از اون طرف جانان که هوای عشق قدیمیش تو سرش افتاده سعی می کنه تا بفهمه که رضا تو این مدت کجا بود و چیکار می کرد.
جدالی که این دو نفر با هم شروع کردن اون ها رو از پرهام_ شوهر جانان_ غافل می کنه و همین باعث می شه حوادث شومی پیش بیاد!

 

مقدمه

آن هنگام که با داغ ننگی بر پیشانی متولد می شوی و دست سرنوشت تو را در مسیری می راند که خود اختیاری در قدم نهادن به آن نداری ناچار،

به حکم الهه ی تقدیر سر فرود می آوری و همپای سرنوشت بر مرگ آرزوهایت اشک می باری…
و من زاده ی نامشروعی که به حکم گناه مادر از بهشت بیرون رانده شدم و همپای شیطان در آتش جهنم سوختم و شرافت خود را از کف دادم؛ به

اجبار حکم مادری که از نامش جز تباهی نصیبم نشد.
و آنگاه که بال و پر سوخته از کنار شیطان گریختم؛ مردی به یاریم شتافت و و مرا از منجلاب تباهی بیرون کشید و این زن در هم شکسته را همراه با

کودکش پناه داد؛ تا انسانیت را به باوری تازه بنا نهد.
و اینک من سوگوار مردانگی های مَرد سالهای بی پناهی ام در پی انتقام خون بی گناهی که بر زمین ریخته شد؛ پای در راهی سخت نهاده ام؛ … انتقام.

قسمتی از این رمان :

سر جایش صاف نشست و کش و قوسی به بدنش داد. مدت زیادی بود که برای اعمال جزئیات روی میز خم شده و کمرش به درد آمده بود.
به طرح تکمیلی ساختمان نگاه دیگری انداخت و از جای برخواست و خرسند از اتمام کار، دستی به لبه‌ی مانتو کشید تا چروک هایش_ که با نشستن،

روی آن افتاده‌بود._ از بین برود.
با یادآوری شب گذشته و شیطنت پرهام، شوری شیرین به جانش تزریق شد و لبخندی ناخودآگاه روی لب هایش نشست. مرد جوان با زیرکی و مساعدت

ماهور_ در حالی که از حساسیت جانان به غذاهای بیرون اطلاع داشتند._ او را وادار کردند که برای صرف شام به رستوران بروند و پرهام برای این که نقشه شان اثربخش باشد؛ پنهانی برق واحدشان را قطع کرد!
لبخندش عمق گرفت و فایل‌های سبزرنگ را روی هم قرار داد و میز را دور زد.

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.