نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان ثانیه های آخر sanaz-khanoom کاربر انجمن

دانلود رمان ثانیه های آخر.داستان درباره دختری هست که محکوم به درده،عادت کرده به قضاوت های مردم .

از همه چی خسته شده .حتی از خودش و همه ی مردم خستس!تا اینکه یه روزی با پسری آشنا میشه که

فکر میکنه از جنس نوره .فکر میکنه اون پسر میتونه تمام سیاه های زندگیشو از بین ببره . ولی غافل از اینکه

اون پسر کاری میکنه که دنیای تاریک دنیا ، تاریک تر میشه !

سلام دوستان گل ..نماز روزه هاتون قبول حق…عیدتون مبارک

 نام رمان : ثانیه های آخر جلد اول
نام نویسنده : sanaz-khanoom کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: عاشقانه – تراژدی
جلد دوم رمان : http://forum.negahdl.com/threads/175676/
مقدمه:
وقتی نیامده میروی
دیوار ها
کوه ها
پا سست می کنند
و من زیر آوار
آواز میخوانم
آواز که نه
مرثیه میخوانم
مرثیه برای دق مرگی پرنده ای
که خودش را تا توانست به دیوار ها کوبید
میله هارا شکست
و پشت قفس
آسمانی در کار نبود .
 قسمتی از داستان :
صدای قدم هایی رو از پشت سر شنیدم ،من این صدارو خوب میشناختم ، قدم هایی که یه سال تمام منتظر
شنیدنش بودم و با شنیدنش در خونه رو باز میکردمو خودمو تو آغوشش پرت میکردم ، صدا نزدیک تر شد ،جلوم
وایساد ،کفش هایی که روزای آخر و در خرید آخر با عشق برایش خریدم توی پاهایش بهم دهن کجی میکرد
سرمو بلند کردم ،تو چشمای سیاه و نافذش نگاه کردم ، روزی این چشم ها دنیای من بود.
تمام سعیمو کردم که صدام نلرزه ،اب دهنمو چند بار قورت دادم ، راه گلوم بسته بود ، لعنت به این بغض لعنت
به بغض توی گلوم که نمیذاشت حرف بزنم.

با صدایی که برای خودمم ناآشنا بود گفتم : دیگه چی میخوای؟
– دنیا ، من ، من نمیخواستم اینجوری بشه .
احمق بودم که دلم لرزید با شنیدن اسمم از زبونش؟ با شنیدن صدای بمش که یه روزی دنیام بود؟

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.