نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان جدید فقط برای من بخوان

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان جدید فقط برای من بخوان

روی سنگ قبر آب ریختم. گل های که خریده بودم و پرپر کردم. این جا خونه ی مادرم بود. مادری عزیز و نمونه. مادری عاشق مثل تمام مادرای ایرانی. مادری که چهار ماهه منو تنها گذاشته و رفته پیش پدرم، پدری که عاشق خانواده اش بود.
من آنا بیتا سعادت، بیست و دو ساله با چشمای بین قهوه ای و عسلی، که خیلی ها از قشنگیشون حرف می زدن. صورت گرد و استخوانی دارم. با هیکل خوبی که به قول دوستام از اون شاسی بلندها هستم و لب های که خدا خودش برام پروتز کرده. من زاده ی عشقم. از پدری هنرمند و مادری مهربان. پدرم آهنگساز بود، نه در حد بتهون، ولی خیلی از همسن و سالاش با آهنگ های که ساخته بود خاطره داشتن. زندگیمون آروم بود. اقوام پدری نداشتم، چون پدرم هم تک فرزند بود، ولی اقوام مادری با ازدواج مادرم مخالف بودن و می گفتن افت داره که مادرم با یه مطرب وصلت کنه. این شد نتیجه ی تنهایی الان من.
مطرب! چه جالب! به هنرمند چه لقب های که داده نمی شه! پدرمو تو صانحه رانندگی از دست دادیم، ولی مادرم مدت ها بود که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد. این اواخر که واسه شیمی درمانی می رفت، دیگه نای حرف زدن هم نداشت. قسمم می داد که دیگه بیمارستان نبرمش. می گفت بذار تو خونه، تو آرامش جون بدم. وقتی منو می بری بیمارستان هر ثانیه هزار بار جون میدم. وقتی با دکتر معالجش حرف زدم؛ گفت شیمی درمانی هم دیگه جواب نمی ده؛ بذارید بیمار هر جور که دوست داره این آخر عمری زندگی کنه. حالا مامانم راحت شد. از اون همه درد خلاص شد، ولی من چی؟ من باید چی کار کنم؟ نمی دونم یعنی خودمو بسپارم به سرنوشت؟

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
184 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان