نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز

خلاصه :

دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز جنی به نام هیراد، به دستور اربابش تمام زنای روی کره‌ی زمین رو نابود کرده و تنها مردای جهان رو زنده نگه داشته و از اون‌ها، به عنوان برده‌هایی برای حکومت به زمین استفاده می‌کنند. تمام کره‌ی زمین در حال نابودیه و از کسی کاری برنمیاد، چه چیزی می‌تونه جلوی هیراد رو بگیره؟!

تو که خوب مرا می‌شناسی!

تو‌، تنها کسی هستی که می‌دانستی درون من، چه چیزی در حال جولان دادن است.

تو، به خوبی می‌دانستی که قدرت بی‌اندازه‌ام، روزی کار دستم می‌دهد.

به خوبی می‌دانستی که چه خطراتی را برای تو و خانواده‌مان به ارمغان آوردم.

بر آن بودم که پس از حل مشکلی که دارم، نزد تو برادر عزیزتر از جانم و خانواده‌مان برگردم.

اما هیچ کدام نمی‌دانستیم که پس از سال‌ها دوری، ملاقاتمان این چنین خواهد بود؛ دو برادر، یکی جنی خونخوار و دیگری انسان!

*حاکمیت زمین

ارباب اجنه، هرموس، با لبخند کریهش رو به هیراد گفت:

-می‌دونی که خیلی ساله ما اجنه، آرزوی حکومت به زمین رو داریم و

بیشتر از این نمی‌خوایم مخفی بمونیم. وقتی تو به وجود اومدی، قدرت بی‌نهایتت

از همون اول هم توجه من رو جلب کرد. تو کسی هستی که راحت

می‌تونی زمین رو در اختیار اجنه قرار بدی؛ اینجوری دیگه همه‌ی جهان و هفت آسمون

مال ما میشه و نیازی نیست مخفی بشیم و از انسانا فاصله بگیریم.

دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز

چشمای قرمز هیراد، از فکر اینکه روزی اجنه حاکم زمین بشن

و بتونن آزاده در اون بمونن، برق زد و تمام وجودش غرق شادی شد. با صلابت و لحن محکمی گفت:

-باعث افتخار منه که می‌تونم ارباب و تمام اجنه رو به آرزوی دیرینه‌شون برسونم.

لبخند چندش‌آور هرموس تمدید شد و گفت:

-برای این کار، اول باید از شر زنا و دخترای روی کره‌ی زمین راحت بشیم

تا تولید مثل انسان‌ها متوقف بشه و مردای روی زمین، برده‌ی ما بشن.

کشت و کشتار دوست داشت، عالی بود! سر خم کرد و با افتخار گفت:

-چشم ارباب… امر، امر شماس. من این دنیا و کره‌ی زمین رو از وجود زنا و دخترا پاک کرده

و اون رو در اختیار شما قرار میدم.

رایان که تا اون لحظه کنار باقی اجنه ساکت ایستاده بود، با شنیدن این جمله،

با کلافگی نگاهش رو از هیراد گرفت و به ارباب داد. کسی جرئت صحبت

یا مخالفت کردن نداشت اما چیزی که ارباب دستور داده بود، یه مسئله‌ی ساده نبود

که بشه به راحتی از کنارش گذر کرد.

رایان سرش رو پایین انداخت تا ارباب، تردید و دودلی اون رو از چشماش نخونه،

هیراد اما با سردی تمام با چشمای قرمزش به ارباب چشم دوخت و گفت:

-همین امروز ترتیبشون رو میدم.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.50
[ 2 رای ]
768 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی