نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان حجله در خون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان حجله در خون

خلاصه:

دانلود رمان حجله در خون رمان حجله در خون یاد اور زمان ارباب های قدیم می باشد که چگونه بر هر چیزی با زور تسلط پیدا کرده و سو استفاده از پول و مقام خود می کردند رمانی با ازدواج اجباری آب پاچی کرده بودن. یه موزیک سنتی ام از همون دم ظهر اومد وشروع به نواختن کرد. بهشون ( عاشیق) می گفتن به زبون محلی.

مهمونا یکی یکی سر رسیدن و

تو حیاط دیگای غذا بر پا بود.

آنا ها هم مشغول تدارک دیدن بودن.

منو به یکی از آرایشگاههای محل بردن ویاشار پیش یکی از اقوامشون که آرایشگر بود رفت.

کارش که تموم شد اومد دنبال من.

چه ماه دامادی شده بودش

با اون قد وقامت کشیده وصورت صاف وچشمای عسلی

وموهای پر پشتی که می درخشیددلم از دیدنش به خودش می بالید که خونه همچین مستاجریه.

منو که دید خیره شد و 

_چه زیبا شدی آی تکم_ واقعا مثل ماه شدی عروس من بایدم

از همه دخترا سرتر باشه چون من خوش سلیقه ام

اللهی هیچ طوفانی تو زندگی منو تورو از هم جدا نکنه.

از ته دل آرزو کردیم که ما همیشه مال هم باشیم.

سوار ماشین عروس شدیم که با گل لیلیوم تزیین شده بود.

سوار ماشین که شدیم یه لحظه هم ازم چشم بر نمی داشت.

_اونقدر نازی وچشمای رنگ آسمونت ،شفاف وپر مهر که از ته

نگاهت عشق داد می زنه.

رسیدیم جلو در آنام اسپند به دست جلو در بود وقصاب قربونی به دست که حاضر بود 

برای ما قربونی کنه.*

بعد کشتن گوسفند آتام انعامشو

دور سرمون چرخوند وبه قصاب داد.

رویایی ترین ودل انگیزترین بنای

عشقمون در حال ساخته شدن بود.

اما……….

اما چه نشسته بودیم که نا بخردانی سنگدل وبی شرم و

دور از انسانیت ومهر ،حتی دریغ

از یه جو مردونگی به فکر به هم زدن مراسم ما بودن.

مراسمی که با کلی دوست داشتن وهمبستگی داشت سر می گرفت.*

تموم رویاهای زیبای

 رمان حجله در خون

خیالم کسی گه می خواستم تو بغلش احساس امنیت کنم.

حتی تا ته زندگی ومرگم خودم و کنارش دیده بودم.

خون تو رگهام از بودن اون انگار

حرکت می کردن.

یاشارم مرد دوست داشتنی من

با تموم حس وعلاقم کنارش نشسته بودم.

دست تو دست همدیگه منتظر 

خطبه یکی شدن بودیم.

آنام ،آتام ،آنا سودای یاشار وخواهرم مارال در کنا سفره

عقد به همراه بزرگای فامیل

بودن وما رو همراهی میکردن

تو وصالمون.

خطبه خونده شد وهمه منتظر بله گفتن من، هر بار مارال یه چیزی می گفت

عروس رفته گل بیاره #

عروس رفته گلاب بیاره #

عاقد گفت:عروس خانم گلشو چیده دخترم#

ومن بله رو گفتم.

نقل ونبات بود که روسرمون میرختن#

دعای آناها_هم گرمی دل ووجود ما شد.

اما همه اینا مثله حبابی بالای سرم بود وترکوندنش با بی عدالتی تموم.

_آه ،ای خدا چرا؟!

این چه سرنوشت شومی بود ؟

چرا اون همه شادی باید به یکباره تبدیل به غمی عظیم بشه

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
438 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 181
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی