نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان خاطرات آدم و حوا مارک تواین

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان خاطرات آدم و حوا

دانلود رمان خاطرات آدم و حوا مارک تواین

دیگه یه روزم شده . انگار دیروز بود که اومدم . چون اگر پریروزی ام وجود داشته من اینجا نبودم یا اگه بودم یادم نمی آد . شایدم من متوجه ش نشدم . خوب سعی می کنم از این به بعد بیشتر مراقب باشم و همه چی رو یادداشت کنم . بهتره از همین الان شروع کنم تا ترتیب خاطراتم به هم نریزه ، غریزه بهم میگه این نوشته ها یه روزی به درد تاریخ نویسا می خوره .
حس می کنم یه تجربه ام ! دقیقا حس یه تجربه رو دارم ! غیرممکنه کسی به اندازه ی من احساس کنه یه تجربه س ، یواش یواش داره باورم می شه این چیزیه که من هستم ! یه تجربه، فقط یه تجربه و نه چیز دیگه !
خب اگه من یه تجربه ام ، همه ی اونم ؟ نه ! فکرنمی کنم ! فکر می کنم یه بخش از این تجربه ام ، بخش اصلی اون ! اما به گمونم بقیه ی این تجربه هم سهم خودش تو این ماجرا داره .
آیا موقعیتم این وسط تضمین شده یا باید مواظب باشم و ازش مراقبت کنم ؟ شاید دومی ! غریزه م بهم می گه : مراقبه ای ابدی ، هزینه ی برتری است (به گمونم واسه کسی به کم سالی من عبارت خوبیه) امروز همه چیز بهتر از دیروزه . تو شژلوغ پولوغی تموم کردن کار ساختن دنیا ، کوها آشفته و دشتا شلوغ و به هم
ریخته باقی مونده بودن این منظره ی زشتی رو درست کرده بود .
نباید کارای قشنگ و با شکوه هنری رو هول هولکی سرهم کرد ! این دنیای نوساز و بزرگ قشنگترین اثر هنریه ! که با وجود عجله ای که وقت ساختنش کردن به شکل حیرت آوری کامله ! بعضی جاها زیادی ستاره وجود داره در صورتی که جاهای دیگه به اندازه ی کافی ستاره نیست ، اما حتما این مشکل هم برطرف میشه !
دیروز طرفای بعدازظهر اون یکی تجربه رو دنبال کردم تا ببینم به چه دردی می خوره ! اما نفهمیدم . فکرمی کنم یه مرد باشه ، من تا حالا هیچ مردی رو ندیدم اما اون شبیه یه مرده و مطمئنم همین طوره .
در مورد اون بیشتر از تموم حیوونای دیگه احساس کنجکاوی می کنم . اولش ازش می ترسیدم و هروقت پیداش می شد شروع به دویدن می کردم چون فکر می کردم می خواد دنبالم کنه . اما یواش یواش فهمیدم اونه که می خواد از دستم فرار کنه واسه همین دیگه ازش نترسیدم ، راه افتادم هرجا می رفت نزدیکش حرکت می کردم . این کار اون و عصبی و ناراحت کرده بود ، آخرش اون قدر ترسیده بود که از یه درخت بالا رفت . کلی منتظر موندم ، بی خیال شدم رفتم خونه . امروز دوباره همین اتفاق افتاد . مجبورش کردم از دستم فرار کنه و بره بالای درخت

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
790 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی