نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان خوابگاه خون آشام - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان خوابگاه خون آشام

دسته بندی : رمان تخیلی تاریخ : پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶

دانلود رمان خوابگاه خون آشام

حس‌های عجیب، حقایق غیرقابل باور، دنیاهای متفاوت، قوانین خاص، خون، مرز میان دنیای ما و موجودات خون‌خوار!
رزا از ایران برای تحصیل در یکی از بهترین دانشگاه‌های لندن حرکت می‌کنه؛ بی‌خبر از این که دست تقدیر قراره ناخواسته اون رو دخیل ماجراهایی کنه که از نظر مردم افسانه‌ای بیش نیستند. دخیل دنیایی زیبا اما از نظر مردم نازیبا و دخیل حس‌هایی گوناگون میشه. بین قلب و انجام وظیفه و انتقام، معلق موندن سخته.
آیا رزا از پس وظیفه‌ای که بهش محول میشه بر میاد؟

دانلود رمان خوابگاه خون آشام

 

مقدمه:
همه‌ی ما توی ذهنمون دنیایی داریم از جنس تخیل، از جنس رویا.
توی دنیای خیال ما موجودات و چیزهایی وجود دارند که ممکنه به وجود خارجیشون اعتقادی نداشته باشیم.
اما چی میشه وقتی که خلاف این عقیده ثابت بشه؟
چی میشه وقتی که دخیل یه ماجرا بشی که قهرمانش تویی؟
و وارد دنیاهایی جدید بشی…
دنیاهایی با قوانین خاص، با لحظات خوب و بد، جایی که مجبور بشی با ترس‌هات روبه‌رو بشی!
قسمتی از داستان :از آخرین پله هواپیما پایین اومدم. باد گرمی به صورتم خورد. سوار اتوبوس شدم و لحظه‌ای بعد در سالن انتظار ایستاده بودم. سالن انتظار شلوغ بود و من بی‌هدف به جمعیت نگاه می کردم.
دستی روی شونم نشست. برگشتم و با آرش مواجه شدم.
– سلام.
لبخندی روی لبم جا خوش کرد.
– سلام.
– به لندن خوش اومدی!
– ممنون.
با هم به سمت تحویل بار حرکت کردیم. بعد از تحویل بار، سوار ماشینش شدیم و حرکت کردیم.
– خب چه خبرا رزا؟
دست از تماشای خیابون‌ها برداشتم و گفتم:
– چه خبر مهم‌تر از این‌که شهرتون رو با ورودم منور کردم!
خندید و گفت:
– بله در جریان هستم. خانم تشریف فرما شدن تا توی دانشگاه…، بهترین دانشگاه لندن درس بخونن.
لبخندی زدم و چیزی نگفتم.
پشت چراغ قرمز رسیدیم ماشین ایستاد
– خب عمو و زن‌عمو چه‌طورن؟
آرش با دستش رو فرمون ضرب گرفت.
– خوبن، مامان که کچلم کرد. دائم گوش‌زد می‌کرد که زود برم، آروم برونم و از این حرفا.
پایه آهنگ هستی؟
سرم رو تکون دادم.
-چه جورم.

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
68 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان