نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

نام رمان: خورشید در انتظار مهتاب

نویسنده:faribamirzaei/

هدف از نوشتن: بعد از چندین سال مطالعه تصمیم گرفتم دست به قلم شوم و کتابی توام با واقعیت و تخیلات ذهن بنویسم که درشان مخاطبان و خواننده‌های گرامی باشد. 

ژانر:عاشقانه.غمگین
خلاصه داستان: ممکن است عشق اشتباه در خانه هر آدمی را بزند ولی نمی توانی تصورش کنی به خاطر یک انتخاب اشتباه ممکن است چه تاوان سنگینی پس دهی..مهتاب که دچار احساس اشتباه می‌شود و خود را نجات می‌دهد و به روال عادی زندگی‌اش برمیگردد،دوباره

آرزو می‌سازد,دوباره تلاش می‌کند اما دریا مگر بدون امواج و طوفان هم می‌شود؟!زندگی پر از عشق و دلدادگی او را در لحظه‌به‌لحظه‌اش همراهی کنید.. مهتاب را قضاوت نکنید به این دلیل که با رمان هرچه جلوتر بروید با موضوعات و اتفاقات جدیدتری آشنا می‌شوید که حدس زدنش کار دشواریست و این نکته باعث جذاب تر شدن کتاب شده است! .

 بخشی از رمان:
روزهای سختی به چشم دیده بودم اما هیچ روزی سخت تر از امروز برام نبود که بهش بگم بی خیالت شدم،که بگم آدم منطقی هستم و دیگه احساسی بهت ندارم؛بهش بگم با ازدواج کردن و انتخاب دیگری مشکلی ندارم. سخت بود در برابر این‌که برام آرزوی خوشبختی کرد تشکر کنم!اگر غرور مردانه‌ام اجازه می‌داد سرش داد می‌زدم و می‌گفتم من در کنار هیچ کس جز تو خوشبخت نخواهم شد؛کسی بهتر از تو برای من پیدا نخواهد شد..اما غرور لعنتی فقط اجازه گفتن “ممنونم”رو داد..
یعنی الآن پیش خودش چه فکری می کنه؟فکر می کنه دیگه همه‌چیز رو فراموش کردم و شدیم مثل سابق؟
ولی چه می دونه تو سینه‌ام چه دردی از فراغش نشسته و رو به چه خزونی ام؟!

کنار پنجره اتاق ایستادم و به آسمان بارانی چشم دوختم.
دکلمه فریدون مشیری رو پخش کردم و همراه نسکافه عاشقانه‌های استاد را نوش جان می‌کردم..
بی تو،مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم،خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو،لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه،که بودم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
426 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی