نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

نام رمان: دختر نفرین شده ی اندوه

نویسنده: نسترن محمدی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:۵۵۴

خلاصه رمان:
قصه ی ما راجب دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته
،دختری که سعی کرده هم خواهر باشه ،هم مادر و هم پدر .
دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه ،با سختی ازدواج میکنه،باسختی
بچه دار میشه .
این غصه ها ازش یه زن ۰۵ساله ساختن ،ولی با همه ی این مشکلات سعی داره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش
نشه .
اما انگار خدا یه جایی دلش به رحم میاد و افسار این غم و غصه ی افسارگریخته رو در بر میگیره وخوشبختی کم کم خودشو به دخترک ما
نشون میده .

بخشی از رمان:

معلوم بود حسابی عصبی شده .
دختره ی بیشعور عوضی .
داشتم کار میکردم که زیر دلم تیر کشید
،بهش توجهی نکردم و مشغول کارم
شدم .اومدم پاشم که دوباره تیر
کشید ولی ایندفعه متعدد و با شدتبالا .

ناخودآگاه آخی گفتم ،دلمو گرفتم
و همونجوری که دولا بودم نشستم
روی صندلی .ول کن هم نبود .

نگاهی به تقویم روی میز انداختم ،
موقعش نبود کههه.
ناگهانی پا شدم که باعث شد دردش
بیشتر شه .دیگه رسما داشتم دولا راه
میرفتم .کیفمو چنگ زدم واز اتاقرفتم
بیرون،اصلا هم به نگاه های مضخرف

اون دختره توجه نکردم .
تا از اتاق اومدم بیرون ،با امیر و ساتین
مواجه شدم ،همینو کم داشتم.

سلامی آروم کردم ورفتم سمت میز
خانوم امینی .همه سعیمو میکردم که
صاف وایسم و نشون ندم که حالم بده.
بریده بریده گفتم-: خانوم …امینی …
برای منمرخصی رد کنید …لطفا .
امینی-: چیزی شده نسترن جون؟

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
976 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 238
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی