نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان درگیر رویای تو ام

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان درگیر رویای تو ام

دانلود رمان درگیر رویای تو ام

دانلود رمان درگیر رویای تو ام

نام رمان: درگیر رویای تو ام

نویسنده: مبینا قسمتی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۴۸۹

بخشی از رمان:

اخمام توهم بود ومدام موهای بلوندم که روی صورتم بود میزدم کنار.
از گرما و گشنگی داشتم هلاک میشدم… مانتومم تنگ وکوتاه بود دیگه بدتر.
دَم فلافلی موسوی ایستاده بودم ومنتظر بودم ساندویجم روبدن …
اون قدر گشنم بود که هعی زیر لب غر میزدم وهر چند ثانیه یه بار به صاحب مغازه میگفتم:ای
بابا آقا کی اماده میشه این ساندویج ما؟من مگه علاف شمام؟
وبرای بار نمیدونم چندمین بار صاحب مغازه هم میگفت: خانم یکم تحمل کنید مگه نمیبینید این
همه مشتری و؟ خوب صبر کنید دیگه
اخمام وبیشتر توهم کردم وبا لج بازی گفتم:دِ مشکل اینجاست من صبر ندارم، برید گمشید با این
مغازه آشغالیتون
ومثل گاو سرم روانداختم پایین و دِ برو که رفتی..
اینقدر گرسنه بودم که بی حواس رفتم تو کوچه بن بست.
با برخورد سرم به یه چیز سفت وسخت چشمام وبادرد بستم وحواسم وجمع اطراف کردم…

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
825 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 191
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی