نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان دلارام من

دانلود رمان دلارام من + جلد ۱ ودوم

خلاصه :

دانلود رمان دلارام من _ حوراء دختری است در خانواده‌ای ثروتمند اصفهانی؛ اما با بقیه خانواده‌اش فرق دارد؛ تفاوت حوراء، شاید به نظر دیگران عجیب بیاید اما او عاشق این تفاوت است. تفاوتی که در آخر، او را به دلارام می‌رساند.پدر حوراء سال‌هاست از دنیا رفته و چیز زیادی درباره پدرش نمی‌داند، گرچه ناپدری‌اش هرچه خواسته دراختیارش گذاشته؛ حوراءِ

پیشنهاد می شود

دانلود رمان طلوع آرامش

دانلود رمان زیر چتر عاشقی

دانلود رمان خاتمه بهار

نوزده ساله به دنبال خود، خانواده و دلارام حقیقی‌اش می‌گردد؛ او در ابتدای جست و جویش، به جوانی حامد نام برمی‌خورد و جاذبه‌ای در او می‌یابد که در هیچ یک از مردان اطرافش نیست، جاذبه حامد، حورا را به مسیری تازه رهنمون می‌کند و رازهای سربه مهری برایش برملا می‌شود که…
دلارام من، ترسیم فراز و نشیب‌های یک خانواده ایرانی ست درسایه دفاع مقدس و حماسه مدافعان حرم…

قسمتی از رمان:

بین ماشین‌ها دنبال مزدا ۳ مادر می‌گردم؛ بیشتر بچه‌ها رفته‌اند و حالا من و ده نفر دیگر مانده‌ایم، دستم می‌رود به طرف گوشی‌ام تا شماره مادر را بگیرم؛ اما منصرف می‌شوم؛ وقتی بگوید “تو راهم” یعنی “تو راهم” و زنگ‌های پشت سرهم من سرعتش را بیشتر نمی‌کند، ساعت حدود یک ربع به یازده است. شاسی بلندی کنار خیابان می‌ایستد و بوق میزند، همه مرا نگاه می‌کنند؛ اما اینکه ماشین مادر نیست! چشم می‌اندازم داخل خودرو؛ نیما است، پس مادر کجاست؟ درحالی که در دل به نیما ناسزا می‌گویم از بچه‌ها خداحافظی می‌کنم و می‌روم به طرفش، در را باز می‌کنم و عقب می‌نشینم؛ طوری نگاهم می‌کند که معنای جمله “اصلا از سالم برگشتنت خوشحال نیستم” را برساند.
– مگه راننده تاکسی‌ام شب و نصفه شب بیام دنبالت؟

  • نام رمان : دلارام من
  • نویسنده : فاطمه شکیبا(فرات) کاربر انجمن یک رمان
  • ژانر: اجتماعی
  • ویراستار: ღ تـــرنم ღ
  • تعداد صفحات : ۲۱۱

باکس دانلود

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.