نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان دنیای بی ثانیه

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان دنیای بی ثانیه

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 2019 و 2018 تاریخ : شنبه 18 آوریل 2020

دانلود رمان دنیای بی ثانیه

دانلود رمان دنیای بی ثانیه

دانلود رمان دنیای بی ثانیه

داستان زندگی مردمی عادی در اطرافمون هست که فکر میکنیم هیچ مشکلی ندارن و زندگی شون خوب و خوشه ولی وقتی وارد زندگی شون بشیم می بینیم خیلی خبراست…

قسمتی از رمان

موهایش را جلوی آینه مرتب می کند و تاب دو بندی مشکی رنگش را تن می زند، هر لحظه اندام برنزه اش زیر حجم لباس ها مخفی می شود و شهروز عصبی سرجایش روی تخت می نشیند و ناراضی از رفتنِ ندا موهای خوش فرمش که براثر خواب به هم ریخته اند را چنگ می زند. خوب می داند که ندا حرفش یکی است فقط حیف که مردی کنارش نیست، البته که ندا را همین طور خانم وار دوست دارد ولی کسی از دلش چه می داند؟…
-امشب میای؟
ندا مانتوی محبوبش را تن می کند و سمتش می چرخد.
-نه نمیام، منتظر بارم از بندر، اگه برسه امشب می مونم پاساژ تا بچینم…
لب های شهروز به خنده کش می آید و با شیطنت لباسش را از پایین تخت برمی دارد و در جیب هایش به دنبال کیف پول دست می چرخاند. همین حین از خاطرش می چرخد که دیگر چه کارهایی می تواند برای خوشحالی ندا کند و با لج بازی های ندا به هیچ نتیجه ای نمی رسد!
-خب بیام اونجا… تغییر صحنه باید باحال باشه!

دانلود نسخهPDF

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
603 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 153
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی