نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان دیده ی دل - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان دیده ی دل

خللاصه : دانلود رمان دیده ی دل هوتن کیانمهر بعد از بیست سال، تو یه اتفاق غیر منتظره

عمه اش رو پیدا می‌کنه؛در حالی که با مرگ دست به گریبانه!
و دختر عمه ای که تنهای تنهاست و حاضر به کمک گرفتن از فامیل تازه پیدا شده نیست؛
ولی هوتن که یه فرد غیرمعمولی، با توانایی ماوراالطبیعه است، کارها جبران ناپذیری رو

برای بدست آوردن اعتماد دختر عمش انجام می‌ده و…

شناسنامه ی کتاب
دسته بندی: رمان نیمه حرفه ای
نام اثر: رمان  دیده ی دل
نویسنده: SAmirA کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: تخیلی , عاشقانه
ویراستار:  shaparak20
طراح جلد: F.sh.76

مقدمه :

جدال بین خیر و شر هیچگاه پایان نمی‌پذیرد و درون هر خیری شری و درون هر شری خیری هست.
پس از هر سیاهی، سفیدی خود رو نمایان می‌سازد
و پس از هر جدالی, عشق خدایی به وجود میاد که از هر آلودگی پاک و مبراست.
و همین عشق، عشق زمینی را بوجود می‌آورد که تحسین زمین و آسمانیان را بر می‌انگیزد!

 

قسمتی از داستان :

– تو رو خدا اقا…خواهش می‌کنم ..هرکاری بگید می‎کنم… تو رو به هر چی می پرستید… کمکم کنید… ای خدا…
با صدای که از بیرون میومد، سر از پرونده روی میز برداشتم و عمیقا به فکر فرو رفتم.
از پشت میز بلند شدم، به طرف در اتاق قدم برداشتم.
با هر قدمی که برمی‌داشتم ذهنم اشفته تر می‌شد، منشی نیم ساعتی می‌شد که رفته بود و

در واحد بسته بود، ولی صداها اینقدر بلند بود که تا اتاقم می اومد.
در رو باز کردم، جز دختری با شانه های افتاده که به طرف آسانسور میرفت؛ کسی داخل راهرو نبود.
احتمالا موضوع باز کمک گرفتن بیماران از دکتر واحد روبرویی بود.
دکتری که مهارتی ستودنی در جراحی مغز و اعصاب داشت، ولی متاسفانه پول براش مهمتر از جون آدمها بود.
دختر سوار آسانسور شد، ولی در لحظه آخر چشمم به چشمانی افتاد که در ذهنم رخنه کرد.

خاطراتی از گذشته برام زنده شد…این دختر کی بود؟

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزPDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیهاePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
39 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان