نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان رز سرخ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان رز سرخ

نام رمان: رز سرخ

نویسنده:arefeh79 

ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی

ساعات پارت گذاری:نا معلوم

هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه یه دختر به یه پسر نزدیک بشه توی ذهن مردم بدترین کار ممکن رو کرده…دوست دارم این ذهنیت های غلط توی جامعه امون به لطف قلم نویسندگان عزیز کمرنگ شه…

خلاصه:داستان درمورد دختر پولداری هست که عاشق یه پسر فقیر میشه…اتفاق هایی میوفته که این دو نفر جایگاهشون عوض میشه و پسر پولدار و دختر فقیر میشه…

مقدمه:

فنجون قهوه رو سر کشیدم و به پنجره کافه چشم دوختم. مردم شهر مثل همیشه در تلاطم این بودن که یا پول در بیارن یا پول خرج کنن. چقدر زندگی کسل کننده است.انگار هر چی پیش میرم و دست و پا میزنم بیشتر توی گل و لای فرو میرم.هرچی میگذره کور تر میشه؛گره های زندگیم رو میگم.اینقدر توی زندگی بالا و پایین رفتم که دردم رو فقط سرسره ها میفهمن.

_آن موج که سر به صخره ها میکوبد

با من چه شباهت عجیبی دارد…
در ماشینم رو باز کردم و با سرعت به سمت خونه رفتم.مثل همیشه عمو کریم در رو باز کرد و رفتم داخل.پیر مردی که از بچگی یاد دارم که نگهبان خونمون بوده.پوست تیره رنگ و قد کوتاهی داره.موهای کاملاسفید و ریش و سیبیل ساده و نسبتا بلند که سفید یک دست شده. پیاده شدم و به سمت ساختمون خونه حرکت کردم،که صدای عمو کریم باعث شد بایستم:

_خانم ببخشید می‌خواستم یه سوال بپرسم.

_بپرس عمو.

_میشه من یه چند روز زودتر برم شهرستانمون؟دخترم بهونه گرفته که بدون من لباس عید نمی‌خره.مادرتون رفته بودن بیمارستان پیش پدرتون،نبودن که ازشون اجازه بگیرم.

لبخندی زدم و رفتم جلو.گفتم:اشکال نداره عمو خودم برات بلیط می‌گیرم امروز عصر راه بیوفتی.

_خانم خدا از بزرگی کمتون نکنه.خیر از جوونیتون ببینید.

رفتم به سمت خونمون.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
386 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 144
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی