نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان رها شده

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان رها شده

دانلود رمان رها شده

“بسم الله الرحمن الرحیم “
نام رمان:رها شده
نویسنده ها:زهرایزدانی،نرجس رجبی
هدف:نشان دادن قدرت عشق واقعی،مسائل اجتماعی که در جامعه مشابه آن را داریم و شرکت در فراخوان.
ژانر:عاشقانه
خلاصه: جدا شدیم از هم، بی آنکه بدانیم یک لحظه جدایی، چه به سرمان می آورد!
پریشان شدیم…
دیوانه حال شدیم…
من مجنون شدم و تو لیلی منِ دلداده!
حال دوست دارم، بعد از سال ها لیلی شوی و من باز مجنون و دیوانه یِ تو…
عاشقم باشی و عاشقت باشم!
فقط یک ساعت را برایِ من باش… می شود؟

مقدمه:
آیدا،شاملو را داشت…
شاملویی پر از عشق و حس خوبِ دوست داشتن.
آیدا، زنی بود که عاشقانه پرستیده می شد…زنی پر از حس خوب دوست داشته شدن.
وقتی شاملو دلداده ی آیدا شد،تاریخ اینگونه تکرار شد:
آیدا شد لیلی،دلبرِ مجنون…شیرین،دلبرِ فرهاد.
شاملو، مردی که مجنون وار ،جان می داد برای خنده های لیلی…مردی که فرهاد وار کوه میکند برای داشتنِ شیرین!
ولی اگر آیدا، شاملو را نداشت چه؟
اگر شاملو نبود،آیدا خونِ در رگ های چه کسی می شد؟
چه کسی او را یگانه ی بی همتا می خواند؟
اگر شاملو نبود،آیدای دلبر،بهانه ی زندگی چه کسی می شد؟
هر زنی نیاز دارد به اینکه آیدای مردی باشد که عاشقانه هایش را به رگ هایش تزریق کند.
ولی گاهی زنی ،آیدایی می شود که شاملویش را کنارش ندارد…
یا که کنارش است ولی فرسنگ ها، فاصله افتاده است میان دل هایشان… .

********

هرقدمی که بر می داشتم دلم بیشتر به حال خودم می سوخت.من در این دنیای بی رحم با یک بچه کوچک،چه می کردم؟دنیایی که به هیچ کس رحم نمی کرد.چقدر دلتنگ بودم!دلتنگ گذشته ای که گمش کرده بودم.دوست داشتم درمیان نداشته هایم ،حداقل گذشته ام را داشته باشم.دستم را بلند کردم و جلویِ ماشین زرد رنگی که مستقیم می رفت،تکان دادم.بعد از آدرس دادن،سوار ماشین شدم.
*****
دستم را در جیب راستم فرو بردم،اما کلید را پیدا نکردم.کلافه دوباره دستم را در جیب چپم فرو بردم؛اما باز هم پیدا نکردم.حتما در خانه جا گذاشته بودم.عصبی، دستی به صورتم کشیدم…با حرص پاهایم را محکم به در کوبیدم… دردی که در پاهایم پیچید امانم را برید.به ساعت مچی ام نگاهی انداختم؛ساعت ۱۵:۰۰ را نشان می داد. همان‌بهتر که بهار را در خانه یِ مادرم گذاشتم.پوزخندی زدم و لنگان لنگان به سمت پله ها رفتم.بعد از بالا زدن مانتوی چروکیده ام،رویِ پله یِ آخر نشستم و دست هایم را به زیر چانه ام بردم.به این فکر کردم که تا ساعت ۲۰:۰۰ باید اینجا بنشینم…سرم را به دیوار بغلم تکیه دادم و خیلی آرام،چشم هایم را رویِ هم قرار دادم… .

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
551 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی